الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٨٥ - احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين
اى احمد بن اسحاق ، خدا تو را رحمت كند ، خداوند بندگانش را بيهوده نيافريده و سرنوشت آنان را مهمل نگذاشته است ، بلكه ايشان را با قدرت كاملهء خود آفريده و به آنان چشم و گوش و دل و فكر عطا فرموده ، آنگاه پيغمبران را به منظور بشارت به وعدهء خداوند و ترساندن آنان از نافرمانى الهى به سوى آنان فرستاد ، تا ايشان را به اطاعت او وادارند و از معصيتش نهى كنند ، و آنچه را از ايشان از امر خداوند و دينشان نمىدانند به آنان بفهماند . سپس بواسطهء فضل و دلائل آشكار و براهين روشن و علائم غالبه كتابهايى بر آنان نازل فرمود و فرشتگان را بسوى ايشان فرستاد ، تا آنان ميان خدا و پيغمبران واسطه و فرمانبر باشند .
يكى را خليل و دوست خود گرفت و آتش را بر وى گلستان كرد ، و ديگرى را مخاطب خود ساخت و با وى سخن گفت و عصايش را اژدهاى آشكارى گردانيد ، و ديگرى به اذن پروردگار مرده را زنده كرد و هم به اجازهء او افراد لال و پيس را شفا داد .
ديگرى را منطق الطَّير موهبت كرد و سلطنت بر همه چيز داد ، آنگاه محمّد صلَّى الله عليه و آله را بعنوان رحمتى براى جهانيان برانگيخت و نعمت خود را با طلوع او بر مردم تمام كرد ، و طومار نبوّت را با وجود مباركش مهر نمود و او را به سوى همهء مردم