الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٨٤ - احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين
مقدّسهء حضرت صاحب الأمر نوشته و نامهء جعفر [ كذّاب ] را هم در جوف آن گذارده ارسال داشتم ، سپس جواب آن بدين گونه از ناحيهء مقدّسهء حضرت صادر شد :
بسم الله الرّحمن الرّحيم خداوند تو را پاينده بدارد . مكتوب تو و نامه اى را كه در جوف آن گذارده و فرستاده بودى بمن رسيد و از تمام مضمون آن به اختلاف الفاظش و خطاهاى چندى كه در آن روى داده است ؛ مطَّلع گشتم ! اگر بدقّت در آن مينگريستى تو نيز متوجّه برخى از آنچه من از آن نامه فهميدم مىشدى ! پروردگار بىشريك و پرورش دهندهء موجودات را بر نيكى و خيرى كه در بارهء ما نموده و فضيلتى كه به ما داده است ، سپاسگزارم كه هميشه حقّ را كامل مىگرداند ، و باطل را از ميان مىبرد ، او بر آنچه من اكنون مىگويم گواه است و در روز قيامت كه جاى ترديد نيست ، وقتى در پيشگاه ذات الهى اجتماع نموديم و از آنچه ما در بارهء آن اختلاف داريم سؤال كرد ، گواهى به صدق گفتار من خواهد داد .
آنچه مىخواهم بگويم اين است كه خداوند صاحب نامه ( جعفر كذّاب ) را نه بر كسى كه نامه به او نوشته ؛ نه بر تو و نه بر هيچ يك از مخلوق ؛ امام مفترض الطَّاعه قرار نداده و اطاعت و پيمان او را بر هيچ كس لازم ندانسته است ، و من بزودى مطالبى را براى شما روشن مىگردانم كه بخواست خدا بدان اكتفا كنيد .