الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠ - احتجاج امام حسن عليه السّلام در حضور معاويه با جماعتى كه منكر فضل او و پدر بزرگوارش عليه السّلام بودند
سپس امام حسن عليه السلام برخاسته و خاك لباس خود تكانده و گفت : « زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليدند - نور : ٢٦ » بخدا قسم اى معاويه اين گروه تو و ياران و پيروانت مىباشند ، « و زنان پاك براى مردان پاكاند و مردان پاك براى زنان پاكاند ؛ اينان از آنچه در باره اشان مىگويند پاك و بيزارند ، ايشان راست آمرزش و روزى بزرگوارانه - نور : ٢٦ » و اين گروه علىّ بن ابى طالب عليه السلام و أصحاب و شيعيان او مىباشند .
سپس در حالى كه خارج مىشد فرمود : و بال عملى كه مرتكب آن شدى بچش ، و آنچه خداوند براى تو و ايشان مهيّا فرموده خوارى دنيا و عذاب دردناك آخرت است .
معاويه با شنيدن اين كلام رو بياران خود كرده و گفت : و شما بچشيد وبال جنايتى كه مرتكب شديد .
وليد بن عقبه گفت : بخدا ما نچشيديم جز آنچه تو چشيدى ، و جز بر تو جرأت نكرد .
معاويه گفت : مگر به شما نگفتم از پس او بر نخواهيد آمد ، اگر همان بار نخست حرف مرا گوش كرده بوديد او بر شما پيروز و كامياب نشده و رسوا نمىشديد ، بخدا او از اين مكان برنخاست مگر اينكه تمام اين خانه را بر سر من تاريك نمود ، و من تمام تلاشم را كردم