الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦ - احتجاج امام حسن عليه السّلام در حضور معاويه با جماعتى كه منكر فضل او و پدر بزرگوارش عليه السّلام بودند
سپس فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه آنچه مىگويم حقّ است و تو اى معاويه يادت هست كه در روز احزاب ؛ شترى كه پدرت سوار آن بود زمام گرفته حركت مىدادى و برادرت - همين كه اينجا نشسته - از پشت ؛ شتر را مىراند ، در اين حال رسول خدا فرمود : « لعنت خدا بر راكب شتر و آنكه مىراند و بر آنكه زمام گرفته مىكشاند باد » ؟ و تو اى ازرق مگر همان صاحب زمام ، و برادرت - همين كه اينجا نشسته - آن نبود كه از پشت مىراند ؟ .
شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در هفت موضع أبو سفيان را لعن كرد :
اوّلين آنها زمانى بود كه آن حضرت از مكَّه به مدينه مهاجرت فرمود ، أبو سفيان در حال بازگشت از شام به مكَّه بود و در ميان راه با ديدن آن حضرت بىادبى به او نموده و قصد قتل و اظهار تهديد و وعيد وى را داشت كه خداوند شرّش را از آن حضرت دور ساخت .
و دوم در « روز عير » كه أبو سفيان كاروان خود را از آن حضرت گريزانيده بيرون برد .
و سوم در روز احد كه رسول خدا فرمود : خدا مولاى ما است و شما مولايى نداريد ، و أبو سفيان گفت : بت عزّى مال ما است و شما عزّى نداريد . و با اين كلام مورد لعن خداوند و فرشتگان و انبياء و همهء أهل ايمان قرار گرفت .