الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤ - احتجاج امام حسن عليه السّلام در حضور معاويه با جماعتى كه منكر فضل او و پدر بزرگوارش عليه السّلام بودند
و شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدو فرمود : تو در روز قيامت ؛ مردم [ ناأهل ] را از حوض من مىرانى ! همچنان كه شما شتر غريب را از ميان شتران خود مىرانيد ؟
و شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه حضرت أمير عليه السّلام در ايّام بيمارى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر او وارد شد و آن حضرت گريست و چون علىّ علَّت گريه را پرسيد فرمود :
آنچه مرا به گريه انداخت اين بود كه مىدانم در دلهاى برخى از اين مردم عداوت و بغض به تو بسيار است ولى آن را تا بعد از وفات من اظهار نمىكنند ؟
و شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله هنگام وفات ؛ آنگاه كه أهل بيت او اطرافش بودند فرمود : خداوندا ! اينان أهل بيت و عترت من هستند ، خداوندا ! با دوستانش دوستى فرما و ايشان را بر دشمنانشان يارى فرما » . و نيز فرمود :
« مثل أهل بيت من مانند كشتى نوح است ، هر كه بدان داخل شود نجات يافته و هر كه از آن تخلَّف نمايد غرق گردد » ؟ .
و شما را به خدا سوگند ! آيا مىدانيد كه صحابه در زمان حيات و عهد پيامبر بر او ( حضرت أمير عليه السّلام ) بعنوان ولايت سلام مىكردند ؟ .