الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٣ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام در موارد مختلفى از علوم دينى و ذكر يكى از مواعظ نيكو و بليغ آن حضرت
١٧٨ - از أبو حمزهء ثمالى نقل است كه گفت : يكى از قضات أهل كوفه بر حضرت سجّاد عليه السّلام وارد شده و گفت :
خدا مرا فدايت كند ! مرا از حقيقت آيهء « و ميان آنان و آباديهايى كه در آنها بركت نهاده بوديم آباديهاى پيدا و پيوسته پديد آورديم ، و در آنها آمد و شد را به اندازه كرديم [ و گفتيم : ] در آنها شبها و روزها ايمان و بىبيم رفت و آمد كنيد - سبأ : ١٨ » آگاه فرما ؟
حضرت فرمود : اطرافيان شما در عراق چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند مراد مكَّه است .
فرمود : مگر در جايى بيشتر از مكَّه سرقت ديده اى ؟ گفت : پس آن چيست ؟
فرمود : مراد فقط مردان است . گفت : اين در كجاى قرآن است ؟
فرمود : مگر آيهء « و بسا ده و آبادى كه از فرمان پروردگارشان و فرستادگان او سر باز زدند - طلاق : ٨ » و : « و آن آباديها را چون ستم كردند هلاك كرديم - كهف : ٥٩ » و : « و از شهرى كه در آن بوديم و از كاروانى كه با آن آمديم بپرس - يوسف : ٨٢ » را نشنيده اى ؟ آيا پرسش از قريه و آبادى مىكند يا مردان يا قافله ؟
راوى گويد : آن حضرت در اين معنى آيات ديگرى را تلاوت نمود .