روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٥٦ - روزشمار جنگ پنجشنبه /١٧ مرداد ١٣٦٤ /٢٠ ذیقعده ١٤٠٥ /٨ اوت ١٩٨٥
تحت مراقبت" است و نویسنده در مقاله به بررسی اوضاع امنیتی منطقة خلیج فارس با تأکید بر جنگ ایران و عراق، پرداخته است. جهت گیری نویسنده در بررسی جایگاه عراق و ایران و شورای همکاری خلیج فارس در معادلات امنیتی منطقه، بر این مبناست که نه ایران و نه عراق با منافع امنیتی غرب و امریکا تناسب ندارند و شورای همکاری باید نقش اصلی را بر عهده داشته باشد، اما توانایی این شورا در تداوم امنیت منطقه، سؤال برانگیز است. نظر به استفادة نویسنده از خبرهای متنوع و مهم مربوط به جنگ تحمیلی، بخش هایی از این مقالة مفصل آورده می شود:
«رئیس جمهور عراق با تصمیم حمله به ایران در سپتامبر ١٩٨٠، قطعاً به استقبال این خطر می رفت که اغتشاشات شدیدی در کشور خود که بیش از نیمی از جمعیت آن شیعه می باشند، برانگیزد، به علاوه، کردها می توانستند از این امر جهت تشدید عملیات مقاومت خود بهره گیرند، مع ذلک محاسبات دیگر که بالاخره در ذهن رئیس جمهور بها یافتند، در خصوص یک پیروزی سریع الوصول نیز نادرست از آب درآمد. آقای "شاهپور بختیار"، سرهنگ "غلامعلی اویسی" و بسیاری دیگر از نظامیان فراری شاه ]معدوم[ پناه گاهی مطلوب در بغداد یافته بودند. آن ها می کوشیدند از ارتش ایران سیمای ارتشی در حال اضمحلال کامل و از رژیم ایران تصویر رژیمی که به واسطة تشنجات دچار از هم پاشیدگی است، ترسیم نمایند. آن ها در این خصوص صرفاً مطالب عنوان شده از سوی منابع اطلاعاتی دیگر را تأیید می کردند و چنین وانمود می کردند که خصوصاً به دنبال گروگان گیری در سفارت امریکا و به واسطة بسیج نیروهای ایران در مرز شوروی و در مناطق آشوب زدة کردنشین، رژیم تهران آسیب پذیر است.
به نظر می رسید که فرصت مناسبی برای رئیس جمهور عراق به وجود آمده است تا مشروعیت داخلی خود را تثبیت کند و در عین حال از طریق جنگی برق آسا که امیدوار بود بتواند تهران را به قبول خواسته هایش - حاکمیت کامل عراق بر شط العرب ]اروندرود[ و استرداد سه جزیرة کوچک ابوموسی، تنب کوچک و بزرگ به امارات متحدة عربی - وادارد، موضع خویش را در بطن "ملت عرب" تقویت نماید.
عراق که خطر یک شکست نظامی و سیاسی آن را تهدید می کند، مبادرت به حمله به کشتی هایی می نماید که در جزیرة خارک بارگیری می کنند؛ عراق بدین ترتیب امیدوار است که جنگ را تشدید نموده، متحدین خود را به مداخلة آشکار جهت ملزم ساختن تهران به قبول متارکة جنگ وادارد.
ادامة جنگ ملازم با افزایش فشار تأمین کنندگان اصلی هزینة آن، سمت گیری های جدید در مواضع رژیم بعث را آشکارا به همراه داشت. در همین حین، جنگ از طریق تلاش مستمر در جهت موازنة مجدد نظامی (همچون ایجاد تدارکات دفاعی هیدرولیک در اطراف بصره در