روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٢٢ - روزشمار جنگ دوشنبه /١٤ مرداد ١٣٦٤ /١٧ ذیقعده ١٤٠٥ /١ اوت ١٩٨٥
مشکلات روبه رو هستیم. و از طرفی هم مملکت در خواب فرو رفته و اصلاً نه انگار که در این مملکت جنگی هست، کردستانی هست، انگار نه انگار توی این مملکت مسئله ای است! آن ها که خواب رفته اند و یا دارند بحث سیاسی می کنند و یا دارند تسویه [حساب] می کنند. یک عده سرکارند، بقیه قدم های شان را تیز کرده اند می آیند و می روند و دوباره به همین منوال ادامه می یابد. این گردونة عقب انقلاب که برای خودش دارد کار می کند و جلو می رود، ولی شما که به اصطلاح پیش تاز انقلاب هستید، باید از حالت تردید خارج بشوید، چرا که این تأخیرها به نفع انقلاب نیست، به نفع اسلام نیست؛ باید برادران، بسیج بشوید، تحرک ایجاد کنید، خصوصاً این که در یک مقطع حساسی از انقلاب واقع شده ایم.
در انقلاب یک تناقضی هست بین انقلاب کردن و زندگی کردن و اگر این تناقض را به نفع زندگی کردن حل کردیم، انقلاب از بین می رود، ولی اگر به نفع انقلاب حل کردیم، انقلاب پیروز می شود. ما نمی توانیم انقلاب کنیم و گرسنگی نباشد و همه چیز سر جای خودش باشد. ما نمی توانیم جنگ بکنیم و همة ادارات و همة مردم هیچ فشاری به شان نیاید، مشکل به وجود می آید و آن مشکلاتی که به وجود می آید اگر فائق بشود بر انقلاب، انقلاب را از بین می برد اما برعکس اگر انقلاب فائق شود، مسئله پیش می رود. البته این دو بعد دارد: یک بعدش پیش تازان هستند و یک بعدش تصمیم گیرندگان، بعضی وقت ها حتی ممکن است تصمیم گیرندگان ما مرعوب بشوند و بگویند: "آقا مردم تحمل ندارند، مردم نمی توانند بکشند جلو، ما قدرت نداریم، ما اقتصادمان فلان است." اما پیش تازان انقلاب می آیند این بن بست ها را می شکنند و یک تحرکی می دهند، جو جنگ را گرم نگه می دارند، اسیر می گیرند، حمله می کنند؛ [در نتیجه] تصمیم گیرندگان که تا دیروز ضعیف شده بودند و می گفتند:" آقا ما اقتصاد نداریم تا صرف جنگ بکنیم و دیگر بیش تر از این نمی توانیم پول به سپاه بدهیم." می بینیم که انقلاب بر آن ها فائق می شود و مردم می ریزند پول زیاد می شود و همه چیز به گردونه درمی آید.
امروزه چه بخواهیم چه نخواهیم، درون انقلاب یک تناقضی هست و این تناقض را هم نمی شود یک شَبِه حل کرد بلکه پنجاه سال دیگر طول می کشد تا یک حکومت اسلامی درست کنیم و تا آن موقع این تناقض را اگر توانستیم به نفع انقلاب حل کنیم، موفق شده ایم ولی اگر این تناقض به نفع عقب انقلاب و مشکلات و ادارة زندگی و رفاه و آسایش حل شد، دیگر انقلاب از بین می رود و این درگیری وجود دارد، چه بخواهید و چه نخواهید. حال، شما که از متن مردم جدا شدید و آمدید به جبهه ها و در کنار بچه های مردم در پیش تازی این انقلاب قرار گرفتید، الآن گردونة انقلاب را اگر به راه انداختید، تحرک داشته باشید، خوب مسئله پیش می رود، والا مسئله عقب فائق می شود و اگر فائق بشود، از بین می رویم.
الآن مملکت طوری شده که اگر جنگ نکنیم، سپاه آلت دست سیاسیون می شود؛ حالا چه سیاسیونی که در رأس کار هستند از استاندار گرفته تا وکیل محترم مجلس تا جاهای دیگر ... مرتب دستور می دهند به سپاه و دل شان می خواهد حالا که ما با آن ها هماهنگ هستیم، تا آخر خط هر چی میل شان می کشد ما توی سپاه عمل کنیم، مثل یک دستمال به عنوان یک وسیله از بچه های ما استفاده می کنند، از سپاه استفاده می کنند می روند بالا بعد این دستمال را هم پرت می کنند، مچاله اش می کنند می اندازندش دور. وضع الآن این طور است. اگر شما بجنگید حداقل وسیله می شویم، حداقل دستمال سیاسی مبارزات سیاسی نمی شویم و ما بازوی امام هستیم و امام با این بازوست که انقلاب را حفظ می کند. ما افتخار می کنیم وسیلة این انقلاب باشیم، وسیله اسلام باشیم، اما هیچ افتخاری نداریم که وسیله مبارزات سیاسی بشویم.
به هر حال، ما باید برنامه داشته باشیم هرچند که این برنامه را باید همة مسئولین محترم کشور داشته باشند و همه شان بیایند توی جنگ، توی جنگ شرکت کنند و مردم را توی جنگ به کار گیرند، ولی اگر هم این تصمیم نباشد، پیش تازی غیر از این است یعنی پیش تازی را برای این گذاشتند که وقتی این بن بست ها به وجود می آید، وقتی این تناقضات می خواهد به نفع زندگی کردن و سکون حل بشود، پیش تازی این جا حرکتش این است که وارد میدان بشود و تا آخرین قطرة خونش ادامه بدهد؛