روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٠٩ - روزشمار جنگ شنبه /٢٢ تیر ١٣٦٤ /٢٤ شوال ١٤٠٥ /١٣ ژوئیه ١٩٨٥
نمی توانیم در این زمان آماده بشویم." برادر کاوه چنین کرد و ایشان [سرهنگ شیرازی] ٢٤ ساعت عملیات را عقب انداخت و به ما گفت به یگان های دیگر نگوییم. با این وجود بازهم یگان ها آماده نبودند. اصلاً هرچه به ایشان می گفتیم که هیچ چیز آماده نیست، توپخانه آماده نیست، نیروها هنوز در منطقه نیستند و ... [مفید واقع نمی شد].»
در هرحال با وجود عقب افتادن عملیات به مدت ٢٤ ساعت، باز هم یگان ها آمادگی لازم را کسب نکرده بودند، زیرا این عدم آمادگی چیزی نبود که با ٢٤ ساعت حل شود و نهایتاً نیز این امر یکی از علل عدم موفقیت در عملیات گردید. برادر صالحی می گوید: «بعد از این که با برادر کاوه صحبت کردیم و قرار شد عملیات ٢٤ ساعت عقب بیفتد، در جلسه ای که با فرماندهان یگان ها داشتیم، جناب سرهنگ به فرماندهان نگفت که عملیات ٢٤ ساعت عقب افتاده؛ ایشان تأکید کرد که فرداشب باید آماده باشید که عملیات است. فردا عصر دوباره فرماندهان را خواست و گفت: "به علت این که یگان ها هنوز نتوانستند خودشان را آماده کنند، عملیات را ٢٤ ساعت عقب می اندازیم ولی این دیگر آخرین زمانی است که برای یگان ها اعلام می شود، باید همه خودشان را آماده کنند." باز هم در همان جلسه همه گفتند: "ما تازه می خواهیم نیروهایمان را بیاوریم." هنوز هیچ کدام از یگان ها نیروی شان در منطقه نبود، در صورتی که می خواستند همان شب جلسه، عمل کنند!»
عدم آمادگی واحدهای پشتیبانی در عملیات نیز به وضوح دیده می شد؛ برخی یگان ها هنوز اورژانس های شان را نزده بودند، حتی یک تیپ از لشکر٢٣ از لزوم چنین اقدامی (ایجاد پست امداد) اظهار بی اطلاعی می کرد! تیپ ویژه نیز هنوز اورژانس نزده بود. دویست قاطر پیش بینی شده بود که تا زمان شروع عملیات به لشکر٢٣ و تیپ شهدا هرکدام ده قاطر تحویل داده شد.
همچنین از ٣٠٠ دستگاه کمپرسی که قرار بود برای آوردن مهمات توپخانه و نیرو، در منطقه آماده شود، در روز عملیات ٣٥ الی ٤٠ دستگاه بیش تر حاضر نبود و هنوز مهمات توپخانه به منطقه منتقل نشده بود. در این مورد جناب سرهنگ هاشمی می گوید:
«آخر ما هیچ چیز آماده نکرده ایم؛ الآن نه مهمات مان در منطقه است، نه جاده های مهندسی مان تمام شده، حتی بیمارستان هنوز آماده نشده، هنوز کارهای بهداری نشده، یگان ها هنوز عقب اند و به منطقه نیامده اند، مهمات شان را نیاورده ایم، هیچ کاری نکرده ایم و ٤٨ ساعت بعد هم می خواهیم وارد عمل بشویم!»
در بارة این وضعیت که تا شب عملیات نیز ادامه داشت، برادر "صالحی" مسئول محور عملیات گلازرده، می گوید: «من ساعت٦ بعدازظهر رفتم توی منطقه، اول رفتم خدمت سرهنگ " ایرانی" فرمانده تیپ لشکر٧٧، گفتم چه خبر؟ گفت: "ما هنوز گردان مان حرکت نکرده." پس از یک سرکشی، برگشتم پیش برادرها[ی سپاه در تیپ ویژة شهدا] و گفتم چی شد؟ گردان تان رسید؟ گفتند: "تازه حرکت کرده." یعنی ساعت٩ شب و قرار بود ساعت١٠:٣٠ عملیات شود و ٥ ساعت هم باید راه می رفتند!»[١]
[١] ٢٥. مأخذ١، صص٤٦ و ٤٧.