روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٥٩ - روزشمار جنگ دوشنبه /٢٧ خرداد ١٣٦٤ /٢٧ رمضان ١٤٠٥ /١٧ ژوئن ١٩٨٥
پیروزی انقلاب در سال ١٩٧٩ است.
ایران که مایل نیست با دشمن منفور خود صلح کند، همچنان با بعد نظامی جنگ مشغول است و در حالی که فریاد از ادامه جنگ می دهد، در خفا درصدد اتخاذ شیوه هایی برای محدود کردن جنگ و تلفات خود است. اما موضع عراق تقریباً متضاد موضع ایران است. عراق در حالی که با فریاد بلند خواستار برقراری صلح می شود، به موازات آن جنگ را از لحاظ نظامی تشدید کرده و امیدوار است از این طریق ایران را به پای میز محاکمه بکشاند.»[١]
٤٩
دبیر ویژة امور امنیت ملی صدام، خانم "خالده عبدالقهار عبدالرحمن" که اخیراً به اتفاق شوهر و چهار فرزندش به ایران پناهنده شده است، در یک گفت وگوی مطبوعاتی شرکت کرد. وی با اشاره به این که یکی از استادان دانشگاه "قصر" و دبیر ویژة امور امنیت ملی صدام و از دوستان بسیار نزدیک "نوال" خواهر صدام است و شوهرش نیز مسئول امور امنیت "بارزان" برادر صدام و شریک بازرگانی و تجارتی خانواده صدام بوده است، از جمله دلایل مهم پناهندگی خود و خانواده اش را نگرانی عمیق صدام از او به عنوان دختر یک روحانی و نیز آگاهی اش از مسائل امنیتی پشت پرده در قصر، برشمرد که به نظر وی به اعدام او و خانواده اش می انجامید. وی سپس با توجه به فساد و فسق و فجور حاکم در قصر صدام، گفت: «برادران صدام به نام های "بارزان"، "شمبادی" و "وطبان" در حال حاضر با تمام وحشتی که صدام از آن ها دارد و آن ها از صدام، بسیاری از امور خارجی و داخلی از جمله ورود مشروبات الکلی و سایر وسایل فساد در جامعه را بر عهده دارند و بارها مرا به عنوان شریک وادار ساختند که چک و سفتة سفید امضا کنم.»
خالده دربارة چگونگی ارتباط بین امریکا و عراق توسط شاه حسین اردنی، گفت: «شاه حسین یکی از حلقه هایی بود که زنجیر نوکری صدام به امریکا را وصل کرد. تقریباً از شش ماه قبل از حمله به جمهوری اسلامی ایران، کلیه برنامه های تسلیحاتی، هزینه ها، تبلیغات و سایر امکانات جنگ آماده شده بود و ملک حسین - کسی که در تلویزیون عراق گفت: "من اولین سرباز این جنگ خواهم بود." - امروز بعد از صدام منفورترین فرد در میان مردم عراق به شمار می رود. در حالی که رابطه میان اردن و عراق قبل از شروع جنگ تیره بود تا جایی که صدام سه بار تصمیم گرفت که با ریختن سم در دوغ و ماست، شاه حسین را مسموم کند و از این موضوع غیر از من، بارزان و ارشد - برادران صدام - نیز اطلاع داشتند.»[٢]
دبیر ویژه امور امنیت ملی صدام دربارة شهادت "بنت الهدی" خواهر آیت الله سیدمحمدباقر صدر، گفت: «در خانه "نوال" خواهر صدام، بودم که ارشد برادر صدام آمد و گفت که فردا آن خانم شیعه را می آورند. یکی از کسانی که بنت الهدی را به قصر آورد، "عزیز" نام دارد. این شخص شهید بنت الهدی را شدیداً مضروب کرده بود به طوری که خون از سر و صورتش
[١] ٢٧. دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نشریه"گزارش شماره" ٣ (٣١/٣/١٣٦٤)، صص ٤٧ تا ٤٩.
[٢] ٢٨. مأخذ ٩، ص٢.