روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٩٨ - روزشمار جنگ جمعه /٢١ تیر ١٣٦٤ /٢٣ شوال ١٤٠٥ /١٢ ژوئیه ١٩٨٥
بود. در هر صورت، دربارة زمینه ها و عوامل خاصی که سبب هشیاری دشمن شدند، گزارشی را "مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ" با استفاده از حساسیت های برادران سپاه تهیه کرده است که می تواند لااقل عوامل دخیل در مسئله را توضیح بدهد. طبق این گزارش، از همان ابتدای شروع عملیات شناسایی، حساسیت های لازم برای این امر خطیر در نظر گرفته نشده و این امر همچنان ادامه یافته است.
در این گزارش دربارة آغاز عملیات شناسایی آمده است:
فعالیت های شناسایی با حضور هیئتی از افسران و نفرات ارتش به همراه چند نفر از اعضای کمیتة مرکزی حزب دمکرات عراق در منطقة "حیات" و نیز با حضور نیروهای جنگ های نامنظم ارتش در منطقة "لولان" - که عمدتاً پیرامون ارتفاعات "سراسپندار" و "حسن بیک" بود - آغاز گشت. شناسایی های مزبور عمدتاً متکی به اخبار و گزارش های نیروهای بارزانی تحت امر لشکر٢٣ بود (البته سپاه به این گزارش ها اعتماد کامل نمی کرد، لذا علاوه بر بهره برداری از آنها، مستقلاً نیز به شناسایی تکمیلی برای استفاده در تصمیم گیری ها، می پرداخت).
با شروع فعالیت برادران ارتش، با توجه به استفاده از خودرو (فرماندهی) استیشن و نیسان و نیز تجمع ده بیست نفری افسران با لباس و درجه در منطقة لولان - که خود به تنهایی از همان ابتدا می توانست دشمن را در منطقه حساس کند (هرچند که بعداً تدابیری در این زمینه اتخاذ شد) - و نیز به خصوص وعدة آزادسازی منطقة سیدکان به عناصر حزب دمکرات عراق و ... شایعة وقوع نزدیک عملیات، سراسر منطقه را فراگرفت به طوری که در تاریخ ١٧/٣/٦٤ مردم اشنویه برای پیش گیری از بمباران، شهر را تخلیه کردند و سپاه نیز اقدام به تخلیة مقر اصلی خود نمود.
به نظر سپاه، بمباران اردوگاه "زیوه" و نیز مقرهای حزب دمکرات عراق در حیات و بارزان نیز بدون ارتباط با این قضیه نبود. قرائن دیگری نیز در منطقه بود که می توانست دال بر وجود هشیاری عراق در خصوص عملیات آتی باشد؛ این قرائن عبارت بودند از:
١- درخردادماه حدود سه هفته مداوماً منطقة مرزی لولان زیر گلوله باران توپخانة عراق قرار گرفت.
٢- ساعت١٠ صبح ٢٠/٣/١٣٦٤ چهار فروند هواپیمای دشمن اقدام به بمباران پایگاه نامنظم و پدافند هوایی خودی مستقر در لولان نمودند که خوش بختانه هیچ تلفاتی دربر نداشت.
٣- تصرف سراسپندار و استقرار پایگاه روی ارتفاعات مهم سراسپندار و گردسنگان توسط دشمن و نیز تقویت نیرویی به استعداد پانصد نفر در تاریخ ١٥ تا ٢٠/٣/١٣٦٤ و سپس گسترش نیروی منظم در منطقه.
٤- افزایش ترددهای دشمن در عقبه ها و نیز شلیک گلوله های منور و تیراندازی پراکنده.
٥ - تذکر جاش های منطقه طی یک نامه به مسعود بارزانی که "ما از عملیات با خبریم، فکر مردم باشید."
٦ - نامة مسئولان عراقی به افراد با نفوذ و متمایل به جمهوری اسلامی مبنی بر وقوع عملیات.
برادر "غلامرضا صالحی" مشاور عملیاتی "جناب سرهنگ صیاد شیرازی"، دربارة عوامل هشیاری دشمن گفته است: «در جلسة سرهنگ صیاد شیرازی با بارزانی و فرمانده هیزهایش، بحث عملیات مطرح می شود و قرار بود که آن ها جهت توجیه نیروهای شان به عمق بروند و تنها زمان عملیات را نمی دانستند. علاوه بر آن، یک سرباز لشکر٢٣ پناهنده می شود و تعدادی هم اسیر از ارتش و نیروهای اطلاعاتی ما گرفته بود و با این ها مصاحبه کرده بود که یک از اسرا گفته بود که لشکر٢٣ و تیپ شهدا می خواهند سیدکان را بگیرند و ....» وی سپس افزوده است: «مطمئنم عراق فلش های حرکت ما را می دانست؛ این ها به همه گفته بودند، از بخشدار گرفته تا استاندار و نمایندة مجلس، همه می دانستند؛ نمایندة پیرانشهر می آمد، خیلی عادی همه چیز را برایش می گفتند.»
از دیگر عوامل آگاهی دشمن و هشیاری او در مورد فلش های حرکت ما، فعالیت جهادسازندگی بود و دشمن با عکس های هوایی که از منطقه می گرفت و نیروهای نفوذی ضدانقلاب هم که در منطقه داشت،