تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠ - كن فيكون
قرآن كريم مردم را از قيامت بيم مىدهد تا بيان كند كه اين اختلافات در صورتى كه مردم ايمان راسخ به قيامت داشته باشند از ميان مىرود.
شرح آيات
كن فيكون
[٣٤] ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ اين است عيسى بن مريم- به سخن حق- همان كه درباره او در ترديد بوديد.
يعنى اين قصه عيسى بن مريم است و آن سخن قرآن و سخن حق است كه در آن ترديدى نيست. اما مردم ترديد مىكنند و مجادله، زيرا شناختى از خدا ندارند و روز رستاخيز را نمىدانند. قرآن در آيات بعد اين معنى را توضيح مىدهد
[٣٥] ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ نسزد خداوند را كه فرزندى برگيرد- منزه است-.
يكى از صفات خدا صفت قدرت و آفرينش است. پس چگونه يكى از مخلوقات خود را به فرزندى مىگيرد؟
فرزند به دو گونه است. يا به تبنّى است يا به ولادت. وقتى كسى كس ديگر را به فرزندى قبول مىكند براى اين است كه به چنين كارى نيازمند است و خداى تعالى بسى بالاتر و برتر از اين است كه يكى از مخلوقات خود را به فرزندى اختيار كند در حالى كه بدان نيازى ندارد.
/ ٤٤ اگر فرض كنيم كه ولد به ولادت تحقق مىيابد در اينجا اين نظريه فلسفى مورد توجه قرار مىگيرد كه جهان از خدا زاده شده چنان كه نور خورشيد از خورشيد و چنان كه اوهام از قلب مىزايد و چنان كه آب رودخانهها از چشمهها مىتراود. اين گونه سخنان مشتى اقوال جاهلان است و از صفت الوهيت و ربوبيت به دور و متناقض با آن. زيرا طريقه آفرينش خداى تعالى اشياء را به مجرد اراده و مشيت است خدا مشيت را آفريد و مشيت اشياء را. مىگويد «موجود شو پس موجود مىشود». موجود شو يا «كن» به معنى تلفظ به آن عبارت نيست، بلكه مجرد اراده