تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٥ - شرح آيات
/ ٢٤٠ اگر روزى بر من بيايد كه در آن روز بر علم من علمى كه مرا به خدا نزديك كند افزوده نشده باشد خداوند طلوع خورشيد را بر من مبارك نگرداند. [١٧] [١١٥] وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ و ما پيش از اين با آدم پيمان بستيم ولى فراموش كرد.» خداى سبحان هدف قرآن را معين كرد: تقوى و تذكر. سپس براى بيان اين دو هدف داستان آدم را ذكر كرد. آن گاه كه او را از آن درخت نهى كرد و از شيطان بر حذر داشت و گفت كه شيطان او را از بهشت بيرون مىراند ولى آدم از شيطان پرهيز نكرد و تذكر الهى را به گوش نگرفت.
از عبارت «فراموش كرد» معلوم مىشود كه عصيان آدم عمدى نبوده است.
قسمت ديگر آيه دليل بر اين است كه آدم نتوانست شكيبايى كند.
وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً و شكيبايش نيافتيم.» در تفسير اين آيه گفتهاند كه
اولا: آدم عهد الهى را از ياد برد ولى خطايى كه كرد از روى قصد نبود.
دوم: آدم از صاحبان عزم نبود. پيامبران اولو العزم پنج تن هستند: نوح، ابراهيم، موسى و عيسى و محمد (ص) و از اين آيه بر مىآيد كه اراده يا عزم مانع غفلت و نسيان مىشود. «و اين در صورتى است كه عزم را در متن آيه به معنى اراده بگيريم نه شكيبايى».
[١١٦] وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه سرپيچى كرد سجده كردند.»/ ٢٤١ سجود ملائكه موكل به طبيعت در برابر انسان به اين معنى است كه خدا طبيعت را مسخر انسان كرده است. آرى ابليس موكل به نفس امّاره مىماند كه هيچگاه در برابر خدا سجده نمىكند مگر آن كه انسان او را به سجده مجبور نمايد.
[١٧] - نور الثقلين ص ٢٩٨.