تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥ - شرح آيات
«هيچ بندهاى به بهشت داخل نمىشود، مگر آن كه دو حورى از حوريان بهشت در پايين پايش مىنشينند و براى او به آوازى خوش مىخوانند. آوازى كه پريان و آدميان به زيبايى آن نشنيدهاند. اين آواز مزمار شيطان نيست، بلكه همه تمجيد و تقديس خداوند است».
از ابو الدرداء روايت شده كه گفت: رسول خدا با مردم سخن مىگفت پس از بهشت و نعمتهاى آن ياد كرد و از زنان خوبروى و ديگر نعمتها در ميان قوم اعرابيى بود روى زانو نشست و پرسيد: يا رسول اللَّه آيا در بهشت آواز و ساز نيز هست؟ حضرت فرمود
«آرى اى اعرابى. در بهشت نهرى است كه در دو سوى آن مغنيان خوبروى و باكره نشستهاند و آواز مىخوانند. با چنان صدايى كه مردم هرگز مانند آن را نشنيدهاند و اين برترين نعمتهاى بهشت است». [٥] غنا در بهشت نعمتى است افزون بر نعم مادى كه مؤمنان از آن بهرهمند مىشوند، چون خوردن و آشاميدن. در آنجا نعمتهاى معنوى هم هست كه روح از آن لذت مىبرد يكى از آن نعمتهاى معنوى اشباع قلب است از ذكر خدا و معرفت او و محبت او. البته آواز خوش همه لذت معنوى نيست بلكه اگر انسان را به فكر و علم و ياد خدا سوق دهد در آن صورت هم لذت جسمانى است و هم روحانى از اين رو در حديث پيشين آمده بود كه سماع برترين نعمتهاى بهشت است به هنگامى كه حوريان در تقديس و تمجيد خداوند نغمه مىسرايند.
همچنين بزرگترين لذات مؤمن در دنيا نماز است و مناجات با خداست.
رسول اللَّه (ص) مىفرمايد
/ ٢٩ «در دنيا زنان و بوى خوش را دوست دارم ولى روشنى چشم من نماز است». [٦]
[٥] - تفسير نور الثقلين، ج ٤، ص ١٧١.
[٦] - الخصال، شيخ صدوق، ص ١٦٥.