تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣ - شرح آيات
«يكى از شماها در محلهاى زندگى مىكند خداوند در روز قيامت او را درباره همسايگانش به داورى مىخواند. به آنها مىگويد: آيا فلان در ميان شما نمىزيست؟ آيا سخن او را نشنيديد؟ آيا صداى گريههاى شبانهاش به گوش شما نرسيد؟/ ٢٦ اين است حجت خدا بر ايشان». [٣] ٣- عبد الاعلى از موالى آل سام گويد كه از ابو عبد اللَّه (ع) شنيدم كه مىگفت
«زن زيبايى را روز قيامت مىآورند. اين زن در دنيا فريفته جمال خود بوده. مىگويد: پروردگارا مرا خوبروى آفريدى و خوبرويى چهها بر سر من آورد.
پس مريم (ع) را مىآورند و از آن زن مىپرسند كه تو زيباترى يا اين زن؟ او را زيباتر آفريديم ولى او فريفته جمال خود نشد. و مرد خوبرويى را كه در دنيا فريب جمال خود خورده مىآورند. آن مرد مىگويد: بار خدايا مرا خوبروى آفريدى و زنها مرا گمراه كردند. پس يوسف (ع) را مىآورند خداى تعالى مىپرسد: تو زيبا روىترى يا يوسف؟ او را زيبايى داديم ولى او فريب زيبايى خود نخورد. آن گاه بلا رسيدهاى را كه بلا سبب گمراهىاش شده مىآورند. مىگويد خداوندا تو مرا به بلا مبتلى كردى و من به فتنه گرفتار آمدم. پس ايوب را مىآورند. خدا از آن مرد مىپرسد بلايى كه بر تو آمد سختتر بود يا آن بلا كه ايوب گرفتار آن شد؟ ايوب به بلا مبتلى شد ولى فريب نخورد». [٤] [١٣] «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكائِهِمْ شُفَعاءُ- ايشان را از ميان بتانشان شفيعانى نيست.» مىپندارند كه آن چيزها كه شريك خدا قرار مىدادند آنها را شفاعت مىكنند يعنى آنها هم همانند خدا قادر و عليم هستند. وقتى كه كسى براى خدا شريكى قائل شود طبيعى است كه به هنگام تنگى به او متشبّث مىشود خواه اين
[٣] - بحار الانوار ج ٧، ص ٢٨٥ و ٢٨٦.
[٤] - همان.