تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣١ - شرح آيات
مىبيند احساس لطيف او او را همواره چون سردارى سپاهى قرار مىدهد كه در يك روز جشن سپاهيان خود را سان مىبيند. همچنين مؤمن به طبيعت اطراف خود مىنگرد كه مسخر و فرمانبردار او شده است در اين حال همانند آن سردار نظامى است كه لشكر عظيم خود را مىبيند. او همواره به گونهاى زندگى مىكند كه گويى هم اكنون متولد شده يا از يك كره دور دست آمده است دلش پاك و نگاههايش عميق و فطرتش پاك است.
آيا كسى را كه براى اولين بار از باغ وحش لندن ديدن مىكند ديدهايد؟ يا كسى را كه به تماشاى يك نمايشگاه الكترونيك در پاريس مىرود؟ يا به بازديد از يك كارخانه عظيم در ژاپن يا يك آسمان خراش در شيكاگو يا متروى مسكو يا اهرام مصر؟
حال مؤمن در دنيا همين گونه است هميشه همه چيز براى او تازگى دارد در حالى كه غير مؤمن جهان را به صورت اطاق خواب خود مىبيند، بدون هيچ چيز تازهاى.
سؤال اين است: فرق ميان آنها در چيست؟
جواب: اولا: قلب مؤمن صاف است در حالى كه مردم گرفتاريهاى بسيار دارند و بيشترشان در ميان عقدهها و نقطههاى منفى زندگى مىكنند.
ثانيا: مؤمن مىداند كه قيام هر چيزى به خداست. اگر فيض مستمر بارى تعالى و تدبير و سلطه او نباشد نظام عالم بر دوام نخواهد ماند.
از اين رو او با اشياء چنان برخورد مىكند كه گويى نخستين برخورد اوست. مثل كسى است كه سلطان هر روز صد درهم به او مىدهد- بدون استحقاق- تا با آن زندگى كند. و سلطان هر وقت كه بخواهد اين عطا را از او باز مىگيرد. پس اين شخص هر روز آن مبلغ را با شادمانى بسيار خواهد گرفت. شايد اين احساس در نزد مؤمن مصدر شكر و سپاس باشد. از اين رو هر روز صبح و شام خدا را تسبيح مىگويد و نيز ظهرها كه هنگام نيمروز است./ ١٦٢ زيرا استمرار وجود او در اين ساعات خود نعمت است. آيا بياد نداريد كسانى را كه بامداد زنده بودند و