تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٧
«قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى- بگو شما را به يك چيز اندرز مىدهم، دودو و يك يك براى خدا قيام كنيد.» يعنى به صورت دسته جمعى دو تا دو تا و بيشتر يا هر كس خود به تنهايى.
قيام بايد به هدف تفكر در شناخت حقيقت باشد. حقيقتى كه بر شايعات بزرگان و مالداران خط بطلان كشد.
«ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ- سپس بينديشيد تا بدانيد كه در يار شما ديوانگى نيست. اوست كه شما را از آمدن عذابى شديد مىترساند.» و اولين چيزى به آنان تذكر مىدهد اين است رسول خدا كه او را چهل سال است كه مىشناسند ديوانه نيست. چگونه ممكن است كه در او جنون باشد در حالى كه حكمت از جوانب وجودش مىتراود و اعمال و رفتارش دليل كمال عقل اوست.
او براى شما از حقيقتى سخن مىگويد كه اگر تركش كنيد محنت و شوربختى نصيب شما خواهد شد. اين/ ٤٩٧ تفكر و عقل را انگيزانندهتر است.
خداى تعالى به سبب لطف و كرمى كه نسبت به امت محمد دارد عذابهاى مادى چون صاعقه و باد و امثال آنها را از آنان دور كرده پس سنت او در عذاب كردن منكرين به صورت ديگرى است: چون عقبماندگى و دنبالهروى و جنگها، وضعى كه امروزه امت اسلامى گرفتار آن است به سبب داشتن افكار و عاداتى است معارض با دين خدا.
اين آيه همه دعوتهاى اصلاحطلبانه را در هر عصرى در برمىگيرد. پس صحيح نيست كه جامعه بدون تفكر اين دعوت را بپذيرد يا آن دعوت را رد كند. چه بسا آنچه پذيرفته خطا باشد و آنچه نپذيرفته درست. بلكه واجب است كه در هر امرى عميقا بينديشد و برنامه درست براى رسيدن به هدف عالى را كه همان حقيقت باشد در نظر بگيرد. از اين روست كه قرآن مىفرمايد «برخاستن براى خدا» يعنى بايد هدف خدا باشد نه چيز ديگر. مثلا اگر كسى علم را طلب كند براى مصالح