تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٤ - شرح آيات
مىبينند و اين بىاعتنايى براى خوار كردن آنهاست.
/ ١٠٣ همچنين قرآن هيچ حقيقتى را رها نمىكند، مگر آن كه آن را بيان مىكند ولى كافران بدان منتفع نمىشوند زيرا انكارش مىكنند. آرى دلهايشان فرو بسته است ناچار بايد مؤمنان صبر كنند و شور و نشور كفار آنان را به شتاب وا ندارد.
شرح آيات
[٥٤] نگاه مؤمن به روزگار با نگاه ديگران فرق دارد، زيرا او از تغييراتى كه عارض مىشوند ايمان و معرفت به حقايق را در مىيابد و از آنچه بر او گذشته است آينده را پيش بينى مىكند ولى كافر از اين دگرگونيها عبرت نمىگيرد.
اين تطور در زندگى انسان دلالت بر آن دارد كه انسان خود انسان است و آن دگرگونيها بر چيزى كه خارج از ذات اوست عارض مىگردد. پس قوهاى كه در خردى ناتوانى بود و در بزرگى هم باز ناتوانى مىشود، از ذات انسان نيست و گرنه با او استمرار مىيافت. علم از ذات انسان نيست و گرنه همواره ملازم او مىبود ولى خدا ما را از شكمهاى مادرانمان بيرون آورد و ما هيچ نمىدانستيم او ما را شنوايى و بينايى و تعقل ارزانى داشت و همه اينها به زودى زوال مىيابند.
«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ- خداست كه شما را ناتوان بيافريد.» نه چنان است كه خدا انسان را از ماده ناتوانى آفريده باشد، زيرا ايزد جل و علا اشياء را از اراده الهى (كن فيكون) آفريده است. او را ضعيف ساخت زيرا اصل او از خاك است و خاك كه اصل خلقت اوست ضعيف است. در دعايى از امام حسين آمده است كه
«من در عين توانگريم فقيرم پس چگونه در فقرم فقير نباشم؟. من نادانم در دانايى خود،/ ١٠٤ پس چگونه جاهل در جهل خود نباشم» (مفاتيح الجنان ص ٢٧١).
«ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً- و پس از ناتوانى نيرومند ساخت.» در جوانىاش تا زمان كهولت، زيرا نيرومندى ذاتى انسان نيست.
«ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً- آن گاه پس از نيرومندى ناتوانى