تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٠ - شرح آيات
كسى را كه مالك بخشى از آنهاست.
[٢٧] پروردگار ما پيروزمند و مقتدر است زيرا بر همه بندگان خود استيلا دارد. حركت آسمانها و زمين به قدرت اوست. چون اراده آفرينش چيزى كند به همان اراده «كن» موجود مىشود. هر چه مىشود به خواست اوست حتى برگى هم كه از درختى جدا مىشود و/ ١٧٢ مىافتد به امر اوست. و خدا به آن عالم است. حركت ذره در درون عالم كوچك ولى عظيم خود به امر اوست. حركت سلولها با همه خردى به اراده اوست. اين است معنى عزت. در اين كلمات بنگر و بينديش آيا نه چنين است؟
«وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ- اگر همه درختان روى زمين قلم شوند.» اكنون نمىدانيم كه به طور تقريب چند درخت در روى زمين هست در جنگلها و مزارع و كوهها. ولى به يقين عددى هولناك است با آن كه از هر درخت مىتوان صدها هزار قلم ساخت و قلم به آسانى مستهلك نمىشود. آيا چنان شمارى در فكر مىگنجد؟
«وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ- و دريا مركب.» يعنى درياهاى روى زمين همه به هم متصل شوند تا به صورت يك دوات درآيند و آن گاه سر اين قلمها در آنها نمناك شود، «مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ- و هفت درياى ديگر به مددش بيايد.» هفت بيان كثرت مىكند. اگر سه چهارم زمين كه آب است از آن به يك دريا تعبير شده اكنون هفت درياى ديگر به همين عظمت بر آن بيفزايند.
/ ١٧٣ «ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ- سخنان خدا پايان نمىيابد.» چگونه كلمات خدا كه به شمار نمىگنجد به پايان آيد؟ در تصوير قرآن سخن از شمار دفاتر نرفته است، زيرا افق فكر بشر از تصور آن همه كاغذ كه با آن قلمها و آن مركبها نوشته شوند عاجز است.
«إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ- و خدا پيروزمند.»