تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤١ - شرح آيات
/ ٢٩٨ «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ- و چون مؤمنان آن گروهها را ديدند.» همانند منافقان كه گريخته بودند نگريختند و بر خط و مرام خود يقين بيشتر حاصل كردند.
«قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ- گفتند: اين همان چيزى است كه خدا و پيامبرش به ما وعده دادهاند.» از اين آيه مستفاد مىشود كه از ويژگيهاى تربيت مكتبى اين است كه حقيقت مسير حركت انسان را به او بگويد حتى اگر راه خوفناك و پر مخاطره باشد به آن تصريح كند. اين امر سبب مىشود كه شخص در برابر بحرانها و مشكلات پايدارى ورزد، زيرا در مقابل عمل انجام شده قرار نگرفته بلكه حادثه را امرى طبيعى مىانگارد. به همين سبب بود كه مؤمنان اصرار داشتند كه به رغم وضع دشوار و خطرناكى كه پديد آمده بود خود را در ورطه جنگ در اندازند و منافقان كه از چنين حالتى بىبهره بودند، آنها را نهى مىكردند.
وقتى مؤمنان زمانى مشكلات را روياروى ديدند كه خدا آنها را وعده پيروزى داده بود و مىدانستند كه خدا وعده خود خلاف نكند و تحقق هر وعدهاى دليل است بر تحقق وعدههاى ديگر.
«وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ- و خدا و پيامبرش راست گفتهاند.» در مقابل منافقين كه در صدق وعده الهى در دل مؤمنان تخم ترديد مىپراكندند. آيا خدا آنان را وعده پيروزى نداده بود. يكى از بزرگترين عوامل پايدارى در مواقع و مواضع دشوار آگاهى قبلى از آن است تا از لحاظ روحيه آمادگى حاصل شود. و چون مؤمنان از جنگ سختى كه در پيش بود قبلا خبر يافته بودند و نيز خدا و رسولش به آنان وعده پيروزى داده بودند از آن همه سختى
«وَ ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَ تَسْلِيماً- جز به ايمان و تسليمشان نيفزود.»/ ٢٩٩ يعنى تجمع احزاب و واگذاشتن منافقان كار را در بحبوحه آن از ايمانشان به خدا و رسول او نكاست آنان راه راستى را كه در آن گام نهاده بودند نيكو مىشناختند. پس در برابر پروردگارشان تسليم شدند.