تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٥ - شرح آيات
داود در پادشاهى و فرمانروايى به درجتى والا رسيد به گونهاى كه پرندگان و كوهها به هنگام تسبيح او با او همآواز مىشدند و آهن بر دست او نرم شده بود به هر شكل كه مىخواست آن را در مىآورد. سليمان وارث داود بود. خداوند بر ملك او در افزود. اين قصهها در برابر بشر آفاقى نو مىگشايند. مثلا داستان داود به بشر مىآموزد كه پرندگان و آهن را براى تمدن بشرى به خدمت گيرد. و داستان سليمان به او الهام مىكند كه چگونه از نيروى باد استفاده كند.
شرح آيات
[٧] «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا- كافران گفتند.» در حالى كه مسخره مىكردند و مىخواستند رسول و رسالتش را تحقير كنند
«هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ- آيا مىخواهيد به مردى دلالتتان كنيم كه شما را مىگويد: آن گاه كه پارهپاره و ريزريز شديد.» يعنى همه اعضاى بدنتان فرو ريخت و پراكنده شد، «إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ- از نو آفريده خواهيد شد.»/ ٤٣١ [٨] سپس از روى حيرت مىپرسند
«أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً- آيا بر خدا دروغ مىبندد.» آيا آنچه ادعا مىكند افتراء بر خداست؟ و چون به و جدان خود مراجعه مىكنند در مىيابند كه رسول ممكن نيست كه بر خدا دروغ بندد. او صادق و امين است. او به وضوح عقابى را كه منتظر دروغگويان است بيان مىكند. او از نخستين كسانى است به قيامت اذعان دارد و خود را به انجام اعمالى كه مستوجب اين اذعان است ملزم مىداند. آيا نمىبينيد كه چگونه خود را در عبادت به مشقت مىافكند تا بر او آيه نازل مىشود كه «طه، قرآن را بر تو نازل نكردهايم كه در رنج افتى». از اين رو مىبينى كه از آنچه گفتهاند باز مىگردند و دروغگو بودن