تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - شرح آيات
كيفر كردارشان مؤاخذهشان كرديم». [٢٧] و نيز
«خدا قريهاى را مثل مىزند كه امن و آرام بود. روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مىرسيد، امّا كفران نعمت خدا كردند و خدا به كيفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلايشان ساخت». [٢٨] اگر تو نمىدانى كه سبب ابتلاء به بيمارىها، گناهان است دليل نيست كه روش منحرف خود را ادامه دهى و پىآمدهاى آن روش را تحمل كنى. از حضرت امير المؤمنين در تفسير آيه «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ» آمده است.
«حتى پيچيدن رك، و پاى به سنگ برآمدن و لغزش قدم و يا خراش از چوبى هم كه باشد همه در اثر معصيت است». [٢٩] خداوند تعالى همواره گناه را به دست نسبت مىدهد، زيرا دست آلت بسيارى از/ ٨٢ گناهان است و گاه از دست مراد اراده است چنان كه مىگويند اين كار به دست او انجام گرفت يعنى به اراده او.
«لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ- تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند باشد كه باز گردند.» پايان اين آيه به دو حقيقت اشارت دارد.
يكى آن كه خداى تعالى بسيارى از گناهان را مىآمرزد. ولى در عقوبت بعضى از كارها شتاب مىكند. در تعبير قرآن بلاغتى پس نافذ است. وقتى مىگويد تا بعضى از اعمالشان را به آنها بچشاند و نمىگويد تا عقوبت بعضى از اعمالشان را، مقصود اين است كه همان عمل زشتى كه مرتكب مىشوند خود به صورت عذاب در مىآيد.
[٢٧] - اعراف/ ٩٦.
[٢٨] - نحل/ ١١٢.
[٢٩] - بحار الانوار، ج ٧٣، ص ٣٧٤.