تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - لقمان حكيم الهى
كنند يا مسيحى».
وقتى فرزند با افكار خطا به مقاومت برخيزد توانسته است كه بر آن فطرت رشد و نمو كند. زيرا همين امر او را/ ١٥٠ از افكار ناپاك و خطا دور نگه مىدارد.
در حديث آمده است
«سه كس به بهشت داخل نشوند: آن كه قطع رحم كند و آن كه نافرمانى پدر و مادر نمايد و پير مردى كه زنا كند».
من نمىدانم آنها كه مىگويند بايد به طور مطلق از پدر و مادر اطاعت كرد از كجا چنين مىگويند، با آن كه نصوص اسلامى كاملا با اين پندار مخالف است.
خداوند فرزند را به شكر و احسان در حق آنها فرمان مىدهد. اما اطاعت براى خداست و براى كسى كه خدا به اطاعت از او فرمان داده است. به عبارت ديگر ولايت پدر و مادر بر فرزند بايد در محدوده حقوق شرعى باشد. امام صادق (ع) مىفرمايد
«هيچ عبادتى خشنودى خدا را براى صاحب خود از حرمت به پدر و مادر مسلمان تسريع نمىكند. زيرا حق پدر و مادر از حق خداى تعالى مشتق شده است.
البته در صورتى كه پدر و مادر در راه دين گام زنند. آنها نبايد فرزند را از اطاعت خدا به معصيت او سوق دهند و از يقين به شك ببرند و از زهد به دنياپرستى كشانند. و نبايد كه فرزند را به راه خلاف ترغيب كنند. اگر پدر و مادر چنين بودند پس عصيان عليه آن دو اطاعت خداست و اطاعت آن دو معصيت است». [١٢] اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر انسان پدر و مادر مشرك خود را به حال خود رها كند، به چه كسانى روى آورد؟ آيه از اين سؤال پاسخ مىدهد
«وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَ- و خود راه كسانى را كه به درگاه من باز مىگردند در پيش گير.» اينان اولياءاند و كسانى هستند كه افراد جامعه بايد راه آنان در پيش
[١٢] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٢٠٢ و ٢٠٣.