تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٠ - لقمان حكيم الهى
حضرت باز هم توصيه به مادر كرد. دفعه چهارم پرسيد پيامبر فرمود، پدرت.
«وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ- و پس از دو سال از شيرش باز گرفت.»/ ١٤٨ به طور طبيعى پس از ولادت فرزند را دو سال شير مىدهند. در اين مدت كودك تمام نيروى مادرش را مك مىزند. مادر علاوه بر شيره جان خويش مهربانى و محبت خود را نيز تقديم او مىكند.
«أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ- و سفارش كرديم كه مرا و پدر و مادرت را شكر گوى كه سرانجام تو نزد من است.» اگر شكر و سپاس نعمت پدر و مادر اداى حق آنهاست پس شكر و سپاس خدا اين است كه انسان حقوق پدر و مادر را در محدوده اوامر خدا و تعاليم دين او به جاى آورد. شكر پدر و مادر بر فرزند واجب شرعى است. ولى به شرطى كه فرزند استقلال خود را در برابر آنها از دست ندهد كه اين خود بر خلاف روح توحيد است.
توحيد خداوند به اين معنى است كه بدانى كه خداى تعالى صاحب هر نعمتى است پس او را در برابر نعم او شكر گويد و سپاس دارد. در حديث آمده است كه امام صادق (ع) گفت
«خدا به موسى وحى كرد كه اى موسى مرا آن چنان كه شايسته سپاسگويى من است سپاس گوى. گفت: پروردگارا چگونه تو را آن چنان كه سزاوار تو است سپاس گويم؟ زيرا هر بار كه تو را سپاس گويم مىدانم كه اين سپاسگويى هم نعمتى است كه تو به من ارزانى داشتهاى. گفت: اى موسى، اكنون مرا سپاس گفتى كه دانستى كه آن سپاسگويى تو هم نعمتى است كه من به تو دادهام». [٩] اما اگر كسى خدا را شكر گويد و پدر مادر را شكر نگويد پس با تعاليم دين خود مخالفت ورزيده است و در نتيجه از محدوده توحيد خدا بيرون افتاده. و نيز از امام صادق (ع) روايت شده
«خداوند فرمان داد كه او را شكر گويند و پدر و مادر را نيز. پس كسى كه
[٩] - همان منبع، ص ٢٠١.