تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٣ - شرح آيات
/ ٣٤٠ زيرا او را در سايه تربيت رسول اللَّه (ص) قرار داد.
«وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ- و تو نيز نعمتش داده بودى.» نعمت پيامبر (ص) به زيد آزاد كردن او بود از بندگى. و چون زيد خواست زوجه خود زينب بنت جحش را طلاق گويد، رسول (ص) بر او بانگ زد
«أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ- زنت را براى خود نگهدار.» يعنى طلاقش مده.
«وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ- و از خدا بترس در حالى كه در دل خود آنچه را خدا آشكار ساخت مخفى داشته بودى.» يعنى خدا مقرر داشته بود كه زينب زن تو باشد و چون آن را مخفى داشتى، خدا آن را در يكى از روزها آشكار كرد.
«وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ- و از مردم مىترسيدى و حال آن كه خدا از هر كس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسى.» خداى تعالى حكايت از رسول خود مىكند. در حالى كه در آيه بعد تصريح مىكند كه آن كه مىخواهد دين خدا را تبليغ كند نبايد جز از خدا از كسى بترسد، پس چگونه مىتوان ميان اين دو را وفق داد.
جواب اين است، كه پيامبر (ص) از هيچ كس جز از خدا نمىترسيد ولى از مردم بيم داشت كه اگر با زينب ازدواج كند از دين او برگردند. و چنان پندارند كه رسول اللَّه بر زيد فشار آورده كه زن خود را طلاق گويد تا او به زنىاش گيرد. سيرت پيامبران چنين است كه با مردم به قدر فهم و عقلشان سخن مىگويند. و در روايت آمده است كه «رسول اللَّه (ص) هيچ گاه بكنه عقل خود با مردم سخن نگفت». و اين آيه شبيه است به اين آيه ديگر
«اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان، اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىكند». [١٦]
[١٦] - المائدة/ ٦٧.