تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٤ - شرح آيات
/ ٣٤١ بيم رسول اللَّه (ص) از تبليغ بعضى از مواد رسالتش بدان سبب نبود كه از جان خود مىترسيد، بلكه از آن سبب بود كه ترسيد مردم از او سلب اعتقاد كنند.
«فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها- پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد به همسرى تواش در آورديم.» يعنى زيد زمانى چند از او تمتع گرفت سپس طلاقش داد خدا او را به همسرى رسولش درآورد. زينب در ميان ديگر زنان فخر و مباهات مىكرد كه او كسى است كه به نص قرآن به همسرى پيامبر درآمده است. اما هدفى كه آن سوى اين ازدواج بود آن بود كه آن عادت جاهلى شكسته شد و از مؤمنان در ازدواج با زنان مطلقه فرزند خواندگان رفع حرج گرديد.
«لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً- تا مؤمنان را در زناشويى با زنان فرزند خواندگان خود، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند منعى نباشد.» بعضى ممكن است تصور كنند كه اين حكم به زودى باطل مىشود زيرا با عرف اجتماعى تعارض دارد. پروردگار ما تأكيد مىكند كه امور همه به دست اوست نه به دست مردم و او قادر است كه هر چه اراده كند به اجرا درآورد.
«وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا- و حكم خداوند شدنى است.» با آن كه اجراى برخى امور به دست انسان سپرده شده ولى مسير كلى به دست اوست هر چه مىخواهد مىكند. از اين رو حضرت على مىفرمايد: «خدا را به گسستن قصدها و باز كردن گرهها و نقض آهنگها شناختم».
[٣٨] قرآن تأكيد مىكند كه رهبرى دينى دنيا را/ ٣٤٢ به خاطر آخرت فراموش نكرده است يا ضروريات زندگى را ناديده نينگاشته است آنها پيشوايان مردم هستند. خداوند مقرر كرده كه چون ديگر افراد بشر زندگى كنند بر مبناى عقل و بر آوردن نيازها. سپس تأكيد مىكند كه اين از ضروريات رسالت است زيرا
«آن را كه معاش نيست معاد نيست».
امامان پرهيزگار ما از خدا مىخواستند كه به آنها بهترين و برترين زنان و