تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦١ - شرح آيات
زمان و بويژه در اين منطقهاى كه قرآن از آن سخن مىگويد، به علت وجود گروههاى راهزن و جانوران درنده، امنيت به ندرت وجود داشت.
[١٩] ولى اينان اين نعمت و امنيت را رد كردند. به عبارت ديگر تمدن جديد را رد كردند و به شيوههاى گذشته گرايش يافتند كه نظام قبيلگى و تفرقه حاكم بود و روحيه فرديت و استبداد.
«فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ- بر خويشتن ستم كردند و گفتند اى پروردگار منزلگاههاى ما را از هم دور گردان.»/ ٤٥٠ اينان با اين روحيه شبيه بنى اسراييل بودند كه در تمدن به جايى پيشرفت كردند كه بر ايشان من و سلوى از آسمان نازل مىشد. ولى آنان روزى آسمانى را رها كردند و باز به سنت غذايى قديم خويش گرايش يافتند و به موسى گفتند كه سير و پياز و عدس مىخواهند، خداى تعالى آنان را به سبب اين روحيه منفى عقب افتاده مذمت كرد و گفت: آيا مىخواهيد كه آنچه را برتر است به آنچه فروتر است بدل كنيد؟ به شهرى بازگرديد كه در آن جا هر چه خواهيد به شما بدهند.
مقرر شد بر آنها خوارى و بيچارگى و با خشم خدا قرين شدند. خداى تعالى اين روحيه را توصيف مىكند كه صورتى است از ظلم، ظلمى كه صاحب خود را به زيانمندى و فساد مىكشاند.
«فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ- ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم.» آيه مباركه ما را به سرانجام اينان راه مىنمايد كه
«وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ- و سخت پراكندهشان كرديم.» آرى گرايشهاى خودپرستانه به واقعيت تلخ خود رسيد و شك نيست كه هر تمدنى با كوشش و رنج منظم جماعات مردم پديد مىآيد و چون روحيه تجمع و اتحاد را از دست دادند به نابودى مىگرايد.
امام صادق (ع) در تفسير اين آيه فرمايد
«اين قوم را قريههايى بود به هم پيوسته، چنان كه يكديگر را توانستند ديد؛ نهرهايشان جارى بود و اموالشان بسيار. پس نعمت خدا را كفران كردند و نعمتشان