تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - شرح آيات
/ ٢٣٣ يقين او را ملكه صبر هم مىدهد، زيرا كسى كه به يقين رسيده باشد به پايان نيك زندگى خويش مطمئن است و مىداند كه به حق مىرسد. پس در عبور از اين مراحل دشوار صبر پيشه مىكند و در اين حال سزاوار پيشوايى حق مىشود همان كه همواره مقابل پيشوايى باطل است.
شرح آيات
[٢٢] انسان فطرتا آراسته به صفت ايمان به خدا است. ولى گاه به سبب غفلت يا به سبب شهوات يا افكار گمراه كننده آن را فراموش مىكند. پس خداى تعالى مبعوث مىكند رسولان را يا كسانى را كه پيرو سيرت و روش آنها هستند تا همواره ايمان به خدا را فراياد بشر دارند و حجاب از برابر ديدگان عقلشان بزدايد و و جدان خداشناسى را در آنها بيدار نمايد. مردم در برابر اين تذكر به دو فريق تقسيم مىشوند
اول: مؤمنان كه سخن فرستادگان و هشدار دهندگان را اجابت كردهاند زيرا آنها را موافق با فطرت خداشناسى خود احساس كردهاند.
دوم: كسانى كه اعراض مىكنند. مسلم است كه آن دعوت و اين اعراض در نفس انسان و تفكر و سلوك او تأثير مىگذارند. و بسا او را به سوى ستم و بزهكارى سوق مىدهند.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها- كيست ستمكارتر از آن كس كه او را به آيات پروردگارش پند دهند ولى اعراض كند.» ولى چرا قرآن اعراض كنندگان از آيات الهى را به صفت «ظالم» يا ستمكار متصف مىسازد.
جواب: آنچه انسان را از بزهكارى حفظ مىكند دين است، زيرا متضمن يك نيروى معنوى است و داراى يك سلسله قوانين است كه او را به صورتهاى مختلف، از ظلم دور مىسازد. پس كسى كه از دين اعراض كند در ظلم سقوط مىكند. از اين گذشته اعراض از دين ستم به خود است و نه تنها به خود،/ ٢٣٤ به ديگران