تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - رهنمودهايى از آيات
دوم: ايمان، زمانى كه عقل در نبردش با هوى غلبه يابد اراده از آن پيروى خواهد كرد ولى بدون اين كه شك و هوى به كلى از ميان رفته باشند، بلكه اثر معنوى نه عملى آنها هنوز باقى است. پس انسانى مىبايد كه در آن شك كند ولى در عين حال اعمال و افعال و اذكار را به جا مىآورد. چنين كسى مؤمن است يعنى نفسش تسليم عقل اوست تسليمى از جنبه عمل.
/ ٢٣٢ سوم: يقين، چون شك از قلب انسان رخت بربست و از حيث اعمال و افكار تسليم محض معرفت شد مرحله يقين مىرسد. يقين را سه درجه است. علم اليقين، حق اليقين و عين اليقين يعنى مرحلهاى كه چون انسان بدان مرحله رسيد مانند امام (ع) مىگويد
«اگر پرده هم برداشته شود به يقين من نخواهد افزود».
يا اين سخن او (ع)
«هيچ چيز نديدم مگر اين كه خدا را پيش از او و با او و بعد از او ديدم».
يا اين سخن او (ع)
«خدايا تو را از بيم آتشت يا به طمع بهشت تو نمىپرستم. تو را مىپرستم زيرا تو را شايسته عبادت يافتهام».
اما انسان چگونه به يقين مىرسد. اين مرحله به فراوان نگريستن در آيات خدا و تفكر در آنها حاصل خواهد شد. زيرا اين آيات اشارات ظاهرى هستند به حقايق بزرگتر در زندگى. و تفكر سالم چيزى است كه انسان را از خلال اين آيات و نشانهها به حقايق راه مىنمايند، زيرا آن نگاهى كه انسان را به يقين منتقل مىكند همانا نظرى است كه از سر عبرت باشد و در آن چشم انسان با بصيرت و عقلش ممزوج شده باشد.
در ابتدا تفكر تو را وا مىدارد به خدا ايمان بياورى، اندك اندك اين ايمان به يقين تبديل مىشود و سپس مراحل يقين را يكى بعد از ديگرى مىپيمايد.
در حديث آمده است
«خوشا به حال كسى كه نظرش عبرت باشد و سكوتش فكرت».