تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٦ - رهنمودهايى از آيات
مىخريدند و بر سر آن به كشمكش بر مىخاستند».
چون تو به حق تسليم شدى به جستجوى آن برخواهى خاست. و چون به جستجويش برخاستى او را خواهى يافت. اگر بگوييم نياز، مادر هر اختراعى است، احساس سبب اصلى شناخت است، زيرا انسان هيچ چيزى را نمىشناسد مگر زمانى كه به شناخت آن احساس نياز كند كسى كه ايمان ندارد به گمانهاى خود بسنده مىكند و هرگز احساس نياز به معرفت نمىكند، زيرا هوى و هوس اساسا نزد او موجود است و او براى جستجوى آن انگيزهاى ندارد.
در آيات پيش ديديم، كه خداى تعالى براى ما بيان داشت كه ايمان بصيرت است. پس كافر چون كور و كر است در حالى كه مؤمن شنوا و داناست.
پردههاى هوى مانع مؤمن نمىشوند، پيشداوريها و عقدههاى روانى سد راه او نيستند. مؤمن عينك رنگين بر چشم ندارد. خواه اين عينك رنگين افكار جاهلى باشد يا نظريات منفى. ديدگاهش حزن و اندوه باشد يا غرور و آرزو.
مؤمن غالبا در برابر زندگى منفعل نيست، زيرا زندگى را به صورت طبيعىاش مىبيند. خدا را به سبب نعمتهايش سپاس مىگويد و در حال بلا بر بلا صبر مىكند و همواره زبانش شاكر است و قلبش ستايشگر. چرا؟/ ٩٣ زيرا مىداند كه نعمتها از خداى سبحان است. در حالى كه كافر مىپندارد كه خود منبع نعمتهاست و چون خدا نعمتى به او مىدهد بازهم افزون مىطلبد.
يكى از نعمتهاى بزرگ خدا رسالتى است كه پاكترين آفريدگانش براى ما آورده است. چه زيانكارند كسانى كه رسالت پيامبر آنان را سود ندهد. خوشا به حال مؤمنان زيرا خداى تعالى بر عهده گرفته كه آنان را يارى كند. رسالتهاى تجلى بزرگترين رحمتهاى الهى هستند. هم چنان كه ابرهاى پر بركت زمين را سيراب مىكنند و نعمت مىبخشند و پس از نوميدى مردم تشنه را اميدوار مىسازند.
آيا زمين را نمىنگرى كه چسان شاداب و سرسبز مىشود هنگامى كه كشتههايش مىرويد؟ اينها آثار رحمت خداوندى هستند. زمين مرده زنده مىشود، از اين پى مىبريم كه خداى تعالى قادر است مردگان را پس از مرگ زندگى دوباره