تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٥ - سوم انفاق در راه خدا
است نه جاى آسايش و راحت و تنها فرصتى است براى مهيا شدن به زيستن در سراى ابدى. در بستر بودن حالت توقف است از سعى و عمل. اين ياران بستر، سعى و عمل را رد مىكنند. جدا شدن پهلو از رختخواب وداع با خواب است.
به راستى چگونه انسان اسير بستر شود در حالى كه مىداند جهان آخرت راحت و عذابش مبتنى بر همين عالم دنياست.
«يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً- پروردگارشان را با بيم و اميد مىخوانند.» ترس از آتشى كه سرانجام با آن روياروى خواهند شد و اميد به بهشتى كه در هر كار نيك كه مىكنند در جستجوى آن هستند. حضرت امير (ع) در وصف مؤمن مىگويد: مؤمن هر چيز را كه عاقبتى محمود داشته باشد آهنگ آن خواهد كرد هر چند كه در مرحله گمان باشد.
سوم: انفاق در راه خدا
«وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ- و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند.»/ ٢٢٥ همواره در اين انديشهاند كه از آنچه خدا به آنها داده است چيزى در راه خدا انفاق كنند، حتى بيش از آن كه در فكر خود باشند.
بدين طريق شايسته است كه انسان پيش از آن كه درباره دنيا فكر كند درباره آخرت بينديشد.
[١٧] سپس قرآن مردم را ترغيب مىكند كه به اين فرقه از مردم اقتدا كنند، زمانى كه به طور ابهام از پاداش نيك آنان در نزد خدا ياد مىكند. ابهامى كه بسى از تصريح رساتر است.
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ- و هيچ كس از آن مايه شادمانى خبر ندارد كه به پاداش كارهايى كه مىكرده است، برايش اندوخته شده.» به هر زبان و بيان كه بهشت را وصف كنى هنوز پايينتر از واقعيت آن