تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٦ - شرح آيات
شكرگزارى از آنها مسئول مىداند. ولى از خود مىپرسد كه اين مسئوليت را چگونه به انجام رساند. ما پاسخ مىدهيم كه به قرآن باز گرد. قرآن خود پاسخ او را مىدهد
«وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ- هر كه روى خويش به خدا كند و نيكوكار باشد.» يعنى در برابر خدا كاملا خاضع گردد و با همه نيروهاى مادى و معنوى خويش و هر چه دارد خضوع كند. اين خضوع چگونه خضوعى است آيا خضوعى است كه او را به سكون و گمنامى فرا مىخواند؟
طبعا نه! اين خضوع لبريز از نشاط و حركت است. صاحب چنين خضوعى با تمام هستى خود متوجه خداست و از سوى ديگر اهل احسان و بخشش به بندگان خداست. براى خشنودى خدا.
چون انسان به اين درجه از كمال برسد يعنى رابطهاش با خدا/ ١٦٨ رابطه تسليم و خضوع باشد و با مردم رابطهاش رابطه احسان و عطا.
«فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ- هر آينه به دستگيره استوارى چنگ زده است و پايان همه كارها به سوى خداست.» از سويى اين انسان در خطى روشن و سالم در اين دنيا حركت مىكند و از خوشبختى بهرهمند شده و از سوى ديگر به نزد خدا باز خواهد گشت تا در برابر شكر او به تسليم در برابر خدا و احسان او به بندگان خدا پاداش داده شود.
شايد هم تأكيد قرآن در آيات متعدد بر اين كه تسليم در برابر خدا همان تمسك به ريسمان استوار و دستگيره محكم است، هدفش چارهگرى درباره عقدههايى است كه بشر گرفتار آن است و يكى از آنها عقده ترس از مخلوقات است. اين ترس او را به خضوع در برابر مخلوق و شرك به خداى بزرگ سوق مىدهد. در حالى كه خدا تأكيد مىكند كه هر كس به طاغوت كافر شود و به خدا پناه برد به دستگيره محكم چنگ در زده است زيرا براى انسان امانى جز به توحيد خالص نيست.
تسليم در برابر خدا بدون تسليم در برابر رهبرى شرعى يعنى ائمه هدى و رضا به ولايت كسانى كه خدا به پيروى از آنها فرمان داده است صورت نبندد.