تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٢
خدايى كه به جزئيات امور آگاه است مىداند كه جاى تهمت نيست و در وحى نقصى نيست و پيامبرش در آنچه مىگويد صادق است. و سخن آنهاست كه باطل در باطل است.
[٥٤] باطل سراب است و هر كه در آن قدم نهد به جايى نمىرسد و كسى از پى آن مىرود كه خواهان لذات و شهوات باشد.
«وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ- ميان آنها و آن آرزو كه دارند جدايى افتاد.» و اين سنتى بود كه بر نسلهاى گذشته همسان ايشان نيز جارى شد ولى آنها آزمون گذشتگان را به كار نبستند و پشيمان شدند و در ندامت همى غرق گشتند.
«كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ- هم چنان كه با ديگران كه چنين مىانديشيدند و سخت در ترديد بودند نيز چنين شد.» خداوند دليل مستقيم اين انجام وخيم را روشن مىسازد كه همان ترديد در رسالت است كه اگر بدان ايمان مىآوردند به منافع خود مىرسيدند، زيرا طريق سعادت همين است، و آنها از اين انجام بر حذر داشته شده بودند ولى توجّهى بدان نكردند.