تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٩ - شرح آيات
مؤمنان- بر عكس منافقان كه همواره عصيانگر بودند- از پيامبر پيروى مىكنند و به فرمانروايى او اذعان دارند. رسول بهترين الگوى آنهاست در زندگيشان.
مسلم است كه پيروى از رسول اللَّه كار آسانى نيست، زيرا انسان نمىتواند تابع پيامبر باشد و بر راه هدايت او رود مگر زمانى كه از شهوات و دنيا پرستى مجرد شده باشد. كسى از چنگ شهوات و حب دنيا تواند گريخت كه خدا را فراوان ياد كند و نعمتها و عظمت و اسماء او را هميشه در دل حاضر داشته باشد و شاكر نعمتهايش باشد.
/ ٢٩٦
شرح آيات
[٢١] برخى از منافقان ادعا مىكردند كه آنان مقام فرماندهى دارند و خصوصيات فرمانده اين است كه خود وارد معركه نشود و جان خود به خطر نيندازد بلكه در جايى امن نشيند و ميدان جنگ را زير نظر داشته باشد.
قرآن در پاسخ اينان تأكيد مىكند كه فرمانده حقيقى رسول اللَّه است و زندگى او بايد الگوى همگان باشد، زيرا پيامبر در درجه اعلاى صفات انسانى است پس در شجاعت نيز بىهمتاست. امام على (ع) كه خود از دلير مردان عالم بود مىگفت
«چون جنگ سخت و خونين مىشد ما به رسول اللَّه (ص) پناه مىبرديم و هيچ يك از ما نزديكتر از او به دشمن نبود».
چون زمان نبرد در مىرسيد او نخستين كسى بود كه زره مىپوشيد. چون جنگ خندق با پيروزى به پايان رسيد و قريش به هزيمت بازگشتند، رسول (ص) به خانه خود آمد. بعد از ظهر بود. پيامبر آماده اداى نماز عصر شد. جبرييل بر او نازل شد و گفت: يا محمد تو زره جنگ از تن بيرون كردى ولى ما ملائكه بيرون نكردهايم. رسول اللَّه دانست كه بايد به جنگ بنى قريظه رود. اينان كافران مكه را در جنگ خندق يارى داده بودند. و عهد خود را با او شكسته بودند. پيامبر بر فور زره پوشيد و مسلمانان را گفت: نماز عصر را در ميان بنى قريظه به جاى مىآوريم.