تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٠
است. در حالى كه هدايت از نعمتهاى خداست.
«قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ- بگو اگر من گمراه شوم زيانش بر من است و اگر به راه هدايت روم بدان سبب است كه پروردگار من به من وحى مىكند. او شنوا و نزديك است.» در آيه تذكرى است به امر رسالت و اين كه آن خاستگاه هدايت است و ضلالت به صاحب خود خسران عظيم خواهد داد.
شايد قسمت پايانى آيه شامل هدايتجويى در عاليترين عبارتهاى دعا باشد/ ٥٠٠ چرا كه عبارت شامل تنزيه خداوند، اعتراف به ضعف و ناتوانى در برابر او، نيازمندى به حضرت حق، منشأ خير بودن خداوند كه پيدا كردن راه درست و حق در اوج آن است، شنيدن دعاى بندهاش از سر رحمت، و اجابت كردن آن از روى كرم و بخشش مىباشد.
[٥١] در پايان سوره ذكر آخرت شده است، زيرا آخرت بزرگترين انديشهاى است كه روح و عقل انسان را توازن مىبخشد. از اين رو در قرآن بر ايمان به آخرت تأكيد مىورزد آن هم در هنگام سخن از جنبههاى مختلف معرفت. بشر به پيروى شهوات خود حق را انكار مىكند و به زعم خود مصالحش چنين ايجاب مىنمايد. پس زمانى كه بشناسد كه انكار او او را به آتش جهنم مىكشد ديگر چه مصلحتى را چشم تواند داشت.
«وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ- اگر ببينى آن گاه كه سخت بترسند و رهائيشان نباشد.» از روز قيامت مىترسند ولى نمىتوانند از عدالت الهى بگريزند.
«وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ- و از مكانى نزديك گرفتارشان سازند.» زيرا قدرت و حكومت خدا بر سراسر عالم وجود سيطره دارد. هر جا كه باشند به زودى دستگير خواهند شد. در روايت ابو حمزه ثمالى آمده است كه شنيدم كه على بن الحسين و حسن بن على مىگفتند