تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤ - شرح آيات
موجودى كه آن را شريك خدا قرار داده طاغوت باشد يا اجتماع يا هواهاى نفسانى.
ولى در آن روز از اين موجودات چه كارى ساخته است؟ هيچ يك از آنها براى دفاع از آن مجرم در كنار او نمىايستد.
/ ٢٧ واقع اين است كه فطرت انسان او را به ضعف و عجز او راه مىنمايد و او در مىيابد كه نيازمند به كسى است كه بدو پناه برد. ولى شيطان او را گمراه مىكند تا به جاى تشبث به ذات نيرومند الهى به بتان بدبخت ناتوان بگرايد، بدين پندار كه او را پناه خواهند داد. چون بتان از كار فرو مانند، از چشم او مىافتند و آنجا در مىيابد كه اين شريكان را نه سودى هست و نه زيانى. آرى در چنين هنگامهاى است كه پرده از جلو چشمش كنار مىرود.
در روز قيامت مشركان مىفهمند كه اعتماد بر شريكان چقدر به حال ايشان زيانمند بوده است و فشار هوى و هوس و جامعه و طاغوت نه حقيقى بلكه امرى وهمى بوده است.
«وَ كانُوا بِشُرَكائِهِمْ كافِرِينَ- و ديگر به بتان خويش باور ندارند.» [١٤] «وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ- چون قيامت بر پا شود در آن روز از يكديگر ببرند.» در حالى كه در دنيا دست در دست هم داشتند.
[١٥] گروهى به بهشت مىروند
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ- اما آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند، در باغى به شادمانى پردازند.» آن باغ جايى است سبز و خرم با هوايى پاك و لطيف. در آنجا در عين خشنودى و نعمت در حالى كه نشانههاى آن بر چهرههاشان آشكار است جاودانه بمانند. عبارت «به شادمانى پردازند» را دو تعبير است
/ ٢٨ يكى آن كه به معنى اكرام باشد. چنان كه در تفسير على بن ابراهيم آمده است.
ديگر التذاذ به سماع، چنان كه از پيامبر نقل شده كه فرمود