تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - تفسير به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!
بر او دعوت مىكند.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه محتواى اين آيه با مساله" مشورت" هرگز منافات ندارد، زيرا هدف از" شورى" اين است كه هر كس عقيده خود را بيان كند، ولى نظر نهايى با شخص پيامبر ص است، چنان كه از آيه" شورى" نيز همين استفاده مىشود.
به تعبير ديگر: شورى مطلبى است، و تحميل فكر و عقيده كردن مطلب ديگر، آيه مورد بحث تحميل فكر را نفى مىكند نه مشورت را.
در اينكه منظور از" فسوق" در آيه فوق چيست؟ بعضى آن را تفسير به" كذب و دروغ" كردهاند، ولى با توجه به گسترش مفهوم لغوى آن، و عدم وجود قيد در آيه، هر گونه گناه و خروج از طاعت را شامل مىگردد، بنا بر اين تعبير به" عصيان" بعد از آن به عنوان تاكيد است، همانگونه كه جمله" زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ" (آن را در دل شما زينت داده) تاكيدى است بر جمله حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ (ايمان را محبوب شما قرار داد).
بعضى" فسوق" را اشاره به" گناهان كبيره" مىدانند، در حالى كه عصيان را اعم دانستهاند، ولى اين تفاوت نيز دليلى ندارد.
به هر حال، در پايان آيه به صورت يك قاعده كلى و عمومى مىفرمايد:
" كسانى كه واجد اين صفاتند (ايمان در نظرشان محبوب و مزين، و كفر و فسق و عصيان در نظرشان منفور است) هدايت يافتگانند" (أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ).
يعنى اگر اين موهبت الهى (عشق به ايمان و نفرت از كفر و گناه) را حفظ كنيد، و اين پاكى و صفاى فطرت را آلوده نسازيد، رشد و هدايت بيشك در انتظار شماست.
قابل توجه اينكه: جملههاى قبل به صورت خطاب به مؤمنين بود، اما اين جمله از آنها به صورت غايب ياد مىكند، اين تفاوت تعبير ظاهرا براى اين