تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - نكته بيعت و خصوصيات آن
جعل ايديهم فى يده تاكيدا فاشبه ذلك فعل البايع و المشترى:" هنگامى كه بيعت با امير مىكردند براى تاكيد دست در دست او مىگذاشتند، و اين شبيه كار فروشنده و خريدار بود" [١] قرائن نشان مىدهد كه بيعت از ابداعات مسلمين نيست، بلكه سنتى بوده كه قبل از اسلام در ميان عرب رواج داشته است، و به همين دليل در آغاز اسلام كه طايفه" اوس" و" خزرج" در موقع حج از مدينه به مكه آمدند و با پيامبر اسلام ص در عقبه بيعت كردند بر خورد آنها با مساله بيعت بر خورد با يك امر آشنا بود، بعد از آن پيغمبر گرامى اسلام ص نيز در فرصتهاى مختلف با مسلمانان تجديد بيعت كرد كه يك مورد از آن همين" بيعت رضوان" در حديبيه بود، و از آن گستردهتر بيعتى بود كه بعد از فتح مكه انجام گرفت كه در تفسير" سوره ممتحنه" شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.
اما چگونگى" بيعت" به طور كلى از اين قرار بوده كه بيعت كننده دست به دست بيعت شونده مىداده و با زبان حال يا قال اعلام اطاعت و وفادارى مىنمود، و گاه در ضمن بيعت شرائط و حدودى براى آن قائل مىشد، مثلا بيعت تا پاى مال، تا سر حد جان، يا تا سر حد همه چيز حتى از دست دادن زن و فرزند.
و گاه بيعت تا سر حد عدم فرار، و گاه تا سرحد موت بود (اتفاقا اين هر دو معنى در مورد بيعت رضوان در تواريخ آمده است).
پيامبر اسلام بيعت زنان را نيز مىپذيرفت، اما نه از طريق دست دادن، بلكه چنان كه در تواريخ آمده، دستور مىداد ظرف بزرگى از آب حاضر كنند، او دست خود را در يك طرف ظرف فرو مىبرد، و زنان بيعت كننده در طرف ديگر.
گاه در ضمن" بيعت" انجام كار يا ترك كارهايى را شرط مىكردند،
[١] مقدمه ابن خلدون صفحه ١٧٤.