تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - نكته توجيه گناه، يك بيمارى عمومى است!
آبائنا:" اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان هرگز مشرك نمىشديم"! (١٤٨- انعام).
٢- گاه مؤمنان ضعيف الايمان براى فرار از جنگ، خدمت پيامبر ص مىآمدند، و به اين عنوان كه خانههاى ما در و ديوار درستى ندارد و آسيب پذير است صحنه را خالى مىكردند: وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً (احزاب- ١٣):" گروهى از آنها از پيامبر اجازه مىخواستند و مىگفتند خانههاى ما آسيب پذير است در حالى كه آسيب پذير نبود آنها فقط مىخواستند فرار كنند.
٣- گاه به اين بهانه كه اگر ما به جنگ روميان برويم ممكن است زيبا رويان رومى، دل ما را بربايند، و به حرام بيفتيم! اجازه عدم شركت در جنگ را از پيامبر ص مىخواستند: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي (توبه- ٤٩):" بعضى از آنان مىگويد به من اجازه ده و مرا به گناه نينداز"! و گاه به اين عنوان كه اموال و زن و فرزند ما را گرفتار و به خود مشغول ساخته، گناه بزرگ فرار از اطاعت فرمان پيامبر ص را توجيه مىكردند (آيات مورد بحث).
٥- شيطان نيز با يك مقايسه غلط نافرمانى صريح خود را در برابر خداوند توجيه كرد و گفت:" مرا از آتش آفريدهاى و آدم را از خاك! چگونه ممكن است موجودى شريفتر براى موجودى پستتر سجده كند"!: أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (اعراف- ١٢).
٦- در عصر جاهليت نيز براى توجيه جنايت بزرگ" فرزند كشى" مىگفتند از اين مىترسيم كه در جنگها دختران ما به دست دشمنان بيفتند، غيرت ناموسى ما ايجاب مىكند كه نوزادان دختر را زير خاك پنهان كنيم!، و گاه مىگفتند اگر فرزندانمان زنده بمانند قادر بر تامين زندگى آنها نيستيم!