تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٣ - تفسير ظن و گمان هرگز كسى را به حق نمىرساند
اين نيز قابل توجه است كه اين دستور مخصوص پيامبر ص نيست، بلكه همه مناديان راه حق را شامل مىشود، تا نيروهاى ارزشمند تبليغى خود را تنها در زمينههايى صرف كنند كه اميد اثر است، اما دنيا پرستان مغرور سياه دلى كه هيچ اميدى به هدايتشان نيست بايد بعد از اتمام حجت آنها را به حال خود رها ساخت، تا خداوند در باره آنها داورى كند.
" اين است آخرين حد معلومات آنها"! (ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ).
آرى اوج افكار آنها به اينجا منتهى شده كه افسانه دختران خدا را در باره ملائكه طرح كنند، و در ظلمات اوهام و خرافات دست و پا زنند، و اين است آخرين نقطه همت آنها كه خدا را به فراموشى بسپارند و اقبال به دنيا كنند، و تمام شرف و حيثيت انسانى خود را با درهم و دينارى معاوضه نمايند.
و در پايان مىگويد:" پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شدهاند به خوبى مىشناسد، و هدايت يافتگان را نيز از همه بهتر مىداند" (إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى).
جمله" ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ" مىتواند اشاره به خرافاتى همچون بت- پرستى و فرشتگان را دختران خدا دانستن باشد، يعنى نهايت آگاهى اين گروه همين موهومات است.
يا اشاره به دنياپرستى و اسارت آنها در چنگال ماديات، يعنى نهايت فهم و شعورشان اين است كه به خواب و خور و عيش و نوش و متاع فانى و زودگذر و زرق و برق دنيا قناعت كردهاند.
در دعاى معروفى كه در اعمال ماه شعبان از پيغمبر گرامى اسلام ص