تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥ - تفسير شفاعت هم به اذن او است
" در حالى كه آخرت و دنيا تنها از آن خدا است" (فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى).
عالم اسباب بر محور اراده او مىچرخد، و هر موجودى هر چه دارد از بركت وجود او است، شفاعت از ناحيه او و حل مشكلات نيز به دست قدرت او است.
قابل توجه اينكه نخست از آخرت سخن مىگويد، و بعد از دنيا، چرا كه بيشترين چيزى كه فكر انسان را به خود مشغول مىدارد نجات در آخرت است و حاكميت خدا در سراى ديگر از اين سرا آشكارتر مىباشد.
و به اين ترتيب قرآن مشركان را به كلى از شفاعت بتها و حل مشكلات به وسيله آنها مايوس و نوميد مىكند، و اين بهانه را از دست آنها مىگيرد كه ما به اين علت آنها را پرستش مىكنيم كه شفيعان ما در درگاه خدا باشند:
وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ (يونس- ١٨).
در تفسير دو آيه فوق احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن توجه دادن به وجود پروردگار، از طريق عدم دسترسى انسان به آرزوها و خواستههايش، چرا كه در آيه اول به صورت يك استفهام انكارى مىگويد:" آيا انسان به همه آرزوهاى خود دست مىيابد"؟! و چون جواب اين سؤال قطعا منفى است، زيرا انسان هرگز به بسيارى از آرزوهايش نائل نمىشود و به اصطلاح آن را به گور مىبرد، اين نشان مىدهد تدبير اين عالم به دست ديگرى است، و اراده او است كه حاكم بر اين جهان مىباشد، و لذا در آيه دوم مىگويد چون چنين است پس آخرت و دنيا از آن خدا است.
اين معنى شبيه همان چيزى است كه در گفتار معروف على ع آمده است
عرفت اللَّه سبحانه بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم:
" خدا را از ناكام ماندن تصميمها و شكستن ارادهها شناختم"! [١] جمع ميان اين تفسير و تفسير
[١]" نهج البلاغه" كلمات قصار كلمه ٢٥٠.