تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - تفسير نخستين ديدار دوست!
ولى با توجه به اينكه قرآن كتاب هدايت است و براى تفكر و تدبر و تذكر انسانها نازل شده قبول اين معنى نيز مشكل است.
اما اگر آيات را به معنى دوم يعنى يك نوع شهود و قرب خاص معنوى تفسير كنيم تمام اين مشكلها برطرف خواهد شد.
توضيح اينكه: بدون شك رؤيت حسى در مورد خداوند نه در دنيا و نه در آخرت امكانپذير نيست، چرا كه لازمه آن جسمانيت و مادى بودن است، همچنين لازمه آن تغيير و تحول و فسادپذير بودن، و نياز به زمان و مكان داشتن است، و ذات واجب الوجود از همه اين امور مبرا است.
ولى خدا را از طريق ديد دل و عقل مىتوان مشاهده كرد، و اين همان است كه امير مؤمنان على ع در پاسخ" ذعلب يمانى" به آن اشاره فرمود:
" لا تدركه العيون بمشاهدة العيان و لكن تدركه القلوب بحقائق الايمان
":" چشمها با مشاهده حسى هرگز او را نديده، ولى دلها با حقيقت ايمان او را دريافته است" [١] اما بايد توجه داشت كه" ديد باطنى" بر دو گونه است: يكى" ديد عقلانى" است كه از طريق استدلال حاصل مىشود، و ديگرى مقام" شهود قلبى" است كه دركى ما فوق درك عقل و ديدى ما وراء ديد آن است.
اين مقامى است كه آن را مقام" استدلال" نبايد نام گذاشت، بلكه مقام" مشاهده" است، اما مشاهدهاى با دل، و از طريق درون، اين مقامى است كه براى" اولياء اللَّه" با تفاوت مراتب و سلسله درجات رخ مىدهد، زيرا شهود باطنى نيز مراتب و درجات بسيارى دارد البته درك حقيقت آن براى كسانى كه به آن نرسيدهاند مشكل است.
از آيات فوق با توجه به قرائنى كه ذكر شد مىتوان اينچنين استفاده كرد
[١]" نهج البلاغه" خطبه ١٧٩.