تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٨ - تفسير نخستين ديدار دوست!
" شديد القوى" كه مفهوم عام و گستردهاى دارد با" ذى قوة" كه" قوة" در آن به صورت مفرد و نكره ذكر شده تفاوت بسيار است.
٣- در آيات بعد آمده است كه پيامبر او را نزد" سدرة المنتهى" (بر- فراز آسمانها ديد) اگر منظور جبرئيل باشد او در سفر معراج از آغاز و از روى زمين با پيامبر همراه بود، و تنها در اوج آسمان او را نديد، مگر اينكه گفته شود در آغاز او را به صورت انسانى مشاهده كرد و در آسمان به صورت اصليش در حالى كه قرينهاى بر اين مطلب در آيات نيست.
٤- تعبير به" علمه" يا مانند آن در قرآن مجيد هيچگاه در مورد جبرئيل به كار نرفته، و اين تعبير در مورد خداوند نسبت به پيامبر اسلام ص و پيامبران ديگر بسيار زياد است، و به عبارت ديگر جبرئيل معلم پيامبر ص نبود بلكه واسطه وحى بود و معلمش تنها خدا است.
٥- درست است كه جبرئيل فرشتهاى است والا مقام ولى مسلما پيامبر اسلام ص مقام والاترى دارد، چنان كه در داستان معراج نيز آمده است كه او در سير صعودى معراج در محضر پيامبر ص بود به نقطهاى رسيد و از حركت باز ماند، و گفت:" اگر يك سر انگشت بالاتر روم پر و بالم مىسوزد"! ولى پيامبر ص هم چنان به سير خود ادامه داد.
با اينحال مشاهده كردن جبرئيل در صورت اصليش متناسب آن چنان اهميتى كه در اين آيات به آن داده شده نيست و به تعبير سادهتر براى پيامبر ص زياد مهم نبود كه به چنين ديدارى نائل گردد، با اينكه اين آيات اهميت فوق- العادهاى براى اين ديدار قائل شده است.
٦- جمله" ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى"" قلب پيامبر ص آنچه را ديده خلاف نمىگويد" نيز دليل بر يك شهود باطنى است نه مشاهده حسى با چشم نسبت به جبرئيل.