تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧ - تفسير راستى حرف حساب شما چيست؟!
دليلى بر اين مطلب نداشتند [١]
اشاره به اينكه يكى از اعتقادات و افكار باطل آنها اين بود كه از دختران به شدت تنفر داشتند، و اگر با خبر مىشدند كه همسرشان دخترى آورده چهره آنها از شدت اندوه و شرم سياه مىشد، ولى با اين حال فرشتگان را دختران خدا مىخواندند! اگر آنها با عالم بالا مربوطند و با اسرار وحى آشنا هستند آيا نمونه وحى آنها همين خرافات مضحك و اين عقائد ننگين و شرم آور است؟
بديهى است دختر و پسر از نظر ارزش انسانى با هم تفاوتى ندارند، و تعبير آيه فوق در حقيقت از قبيل استدلال به عقيده باطل طرف مخالف بر ضد خود او است.
قرآن در آيات متعددى روى نفى اين عقيده خرافى تكيه كرده و آنها را در اين زمينه به محاكمه مىكشد و رسوا مىسازد [٢]
[١]" سلم" (بر وزن خرم) به معنى نردبان، و گاه به معنى هر گونه وسيله است، در اينكه آنها مدعى استماع چه چيزى بودند در ميان مفسران گفتگو است، بعضى آن را به وحى تفسير كردهاند، و بعضى ديگر نسبتهايى را كه به پيامبر (ص) مىدادند، مانند شاعر و مجنون، و يا شريكهايى كه براى خدا مىپنداشتند، و بعضى به معنى نفى نبوت از پيامبر (ص) تفسير كردهاند (جمع ميان اين معانى نيز بعيد نيست، هر چند معنى اول از همه روشنتر است).
[٢] در اينكه چرا عرب جاهلى دختران را فرشتگان خدا مىدانست و در عين حال از فرزند دختر متنفر و بيزار بود؟ و دلائل زندهاى كه قرآن بر ضد آنها اقامه مىكند بحثهاى بيشترى در جلد ١١ صفحه ٢٦٦ به بعد (ذيل آيه ٥٧ سوره نحل) و در جلد ١٩ صفحه ١٧٠ به بعد (ذيل آيه ١٤٩ سوره صافات) داشتهايم.