تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - تفسير تذكر ده كه تذكر سودمند است
داده مىشد براى مؤمنان اندك نخستين، بسيار گران بود، و روح پاك پيامبر ص را آزرده مىساخت.
آيات مورد بحث براى دلدارى پيامبر ص و مؤمنان مىگويد: تنها تو نيستى كه هدف اين تيرهاى زهرآگين تهمت قرار گرفتهاى" اينگونه است كه هيچ پيامبرى قبل از اينها به سوى قومى فرستاده نشده مگر اينكه گفتند: او ساحر يا ديوانه است" (كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ) [١] آنها را" ساحر" مىخواندند زيرا در برابر معجزات چشمگيرشان پاسخى منطقى نداشتند، و" مجنون" خطاب مىكردند چرا كه همرنگ محيط نبودند و در برابر امتيازات مادى سر تسليم فرود نمىآوردند.
بنا بر اين نگران نباش و غم و اندوه به خود راه مده، و بر استقامت و پايدارى و صبر و شكيبايى خود بيفزا كه اين گونه گفتهها و نسبتهاى بى اساس هميشه در برابر مردان حق بوده است.
آن چنان هماهنگ و يك نواخت عمل مىكنند كه گويى همگى در ما وراء تاريخ مجلسى تشكيل داده، و به مشاوره نشسته، و به يكديگر توصيه نمودهاند كه انبياء را عموما متهم به سحر و جنون كنند، تا از نفوذ اعتبار آنها در توده مردم كاسته شود.
و شايد هر كدام مىخواستند از دنيا بروند بيخ گوش فرزندان و دوستان خود اين سخن را مىگفتند و توصيه مىكردند.
[١]" كذلك" خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير" الامر كذلك" است.