تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤ - تفسير سوگند به آسمان و چين و شكنهاى زيبايش!
پيوسته ضد و نقيض مىگوئيد، و همين تناقض گويى دليل بر بى پايه بودن سخنان شما است.
در مورد معاد، گاه مىگوئيد: ما اصلا باور نمىكنيم كه استخوانهاى پوسيده زنده شوند.
و گاه مىگوئيد ما در اين باره شك و ترديد داريم.
و گاه مىافزائيد پدران و نياكان ما را بياوريد تا گواهى دهند بعد از مرگ قيامت و رستاخيزى در كار است تا قبول كنيم!.
و در مورد پيامبر اسلام ص گاه مىگوئيد ديوانه است، گاه شاعرش مىخوانيد، گاه ساحرش مىناميد، گاهى مىگوئيد معلم و استادى دارد كه اين سخنان را به او تعليم مىدهد.
همچنين در مورد قرآن گاه آن را" اساطير الاولين" (افسانهها و خرافات پيشينيان) مىناميد گاهى شعرش مىخوانيد، و گاه سحر، و گاه دروغ! سوگند به چين و شكنهاى آسمانها كه سخنان شما پر از تناقض و پيچ و خم است! و اگر پايه و مايهاى داشتيد لا اقل روى يك مطلب مىايستاديد و هر روز به سراغ مطلبى نمىرفتيد.
اين تعبير در حقيقت استدلالى است بر بطلان ادعاهاى مخالفان در مورد توحيد و معاد و پيامبر و قرآن (هر چند تكيه اصلى اين آيات به قرينه آياتى كه بعدا مىآيد روى مساله معاد است).
و مىدانيم همواره براى كشف دروغ مدعيان كاذب چه در مسائل قضايى و چه در مسائل ديگر به سخنان ضد و نقيض آنها استناد مىشود، قرآن نيز درست بر اين مطلب تكيه مىكند.