تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦ - تفسير قيامت و چشمهاى تيز بين!
ولى آنها آنچه ديدهاند از شما مستور است، و به زودى پردهها كنار مىرود و شما هم مشاهده مىكنيد (اما افسوس ...).
سپس قرآن ادامه مىدهد:" به كسى كه در حال سكرات مرگ است گفته مىشود اين همان چيزى است كه ناخوش داشتى و از آن مىگريختى"! (ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ) [١] آرى مرگ واقعيتى است كه غالب افراد از آن مىگريزند، به خاطر اينكه آن را" فنا" مىدانند، نه دريچهاى به عالم" بقاء"، يا به خاطر علائق و پيوندهاى شديدى كه با دنيا و مواهب مادى دارند و نمىتوانند از آن دل بر كنند، و يا به خاطر تاريكى نامه اعمالشان! هر چه هست از آن گريزانند، اما چه سود كه اين سرنوشتى است كه در انتظار همگان است، و شترى است كه بر در خانه همه كس خوابيده، و احدى را توان فرار از آن نيست، همه سرانجام در كام مرگ فرو مىروند و به آنها گفته مىشود اين همان است كه از آن فرار مىكرديد؟! گوينده اين سخن ممكن است خدا باشد، يا فرشتگان، و يا وجدانهاى بيدار و يا همه اينها.
اين حقيقت را قرآن در آيات ديگرى نيز خاطر نشان ساخته، در آيه ٧٨ سوره نساء مىفرمايد: أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ:" هر جا باشيد مرگ دامن شما را مىگيرد هر چند در قلعههاى محكم باشيد"! گاه انسان مغرور، تمام واقعيتهاى عينى را كه با چشم مىبيند بر اثر خود خواهى و حب دنيا به دست فراموشى مىسپارد، تا جايى كه سوگند ياد مىكند من عمر
[١]" تحيد" از ماده" حيد" (بر وزن صيد) به معنى عدول كردن از چيزى و فرار كردن از آن است.