تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - تفسير قيامت و چشمهاى تيز بين!
سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِ).
" سكره مرگ" حالتى است شبيه به" مستى" كه بر اثر فرا رسيدن مقدمات مرگ، به صورت هيجان و انقلاب فوق العادهاى به انسان دست مىدهد، و گاه بر عقل او چيره مىگردد، و او را در اضطراب و ناآرامى شديدى فرو مىبرد.
چگونه چنين نباشد در حالى كه مرگ يك مرحله انتقالى مهم است كه بايد انسان در آن لحظه تمام پيوندهاى خود را با جهانى كه ساليان دراز با آن خو گرفته بود قطع كند، و در عالمى گام بگذارد كه براى او كاملا تازه و اسرار آميز است، به خصوص اينكه در لحظه مرگ انسان درك و ديد تازهاى پيدا مىكند، بى ثباتى اين جهان را با چشم خود مىبيند، و حوادث بعد از مرگ را كم و بيش مشاهده مىكند. اينجا است كه وحشتى عظيم سر تا پاى او را فرا مىگيرد و حالتى شبيه مستى به او دست مىدهد ولى" مست" نيست [١] حتى انبياء و مردان خدا كه در لحظه مرگ از آرامش كاملى برخوردارند از مشكلات و شدائد اين لحظه انتقالى بى نصيب نيستند، چنان كه در حالات پيامبر ص آمده است كه در لحظات آخر عمر مباركش دست خود را در ظرف آبى مىكرد و به صورت مىكشيد، و" لا اله الا اللَّه" مىگفت و مىفرمود:
ان للموت سكرات:" مرگ سكراتى دارد" [٢] على ع ترسيم زنده و گويايى از لحظه مرگ و سكرات آن دارد مىفرمايد:
اجتمعت عليهم سكرة الموت و حسرة الفوت، ففترت لها اطرافهم،
[١]" سكر" (بر وزن مكر) در اصل به معنى مسدود كردن راه آب است، و سكر (بر وزن فكر) به معنى محل مسدود آمده، و از آنجا كه در حال مستى گويى سدى ميان انسان و عقلش ايجاد مىشود به آن" سكر" (بر وزن شكر) گفته شده است.
[٢]" روح البيان" جلد ٩ صفحه ١١٨.