تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - ١- ارزشهاى راستين و ارزشهاى كاذب
بر آنان وارد شده گويى نمىخواهند بيدار شوند، و به حكم اسلام باز گردند!.
خداوند همه را از شر تعصبهاى جاهليت حفظ كند.
اسلام با" عصبيت جاهليت" در هر شكل و صورت مبارزه كرده است، تا مسلمانان جهان را از هر نژاد و قوم و قبيله زير پرچم واحدى جمعآورى كند، نه پرچم قوميت و نژاد، و نه پرچم غير آن، چرا كه اسلام هرگز اين ديدگاههاى تنگ و محدود را نمىپذيرد، و همه را موهوم و بى اساس مىشمرد حتى در حديثى آمده كه پيامبر ص در مورد عصبيت جاهليت فرمود:
دعوها فانها منتنه!:
" آن را رها كنيد كه چيز متعفنى است"! [١] اما چرا اين تفكر متعفن هنوز مورد علاقه گروه زيادى است كه خود را ظاهرا مسلمان مىشمرند و دم از قرآن و اخوت اسلامى مىزنند؟
معلوم نيست! چه زيبا است جامعهاى كه بر اساس معيار ارزشى اسلام" إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ" بنا شود، و ارزشهاى كاذب نژاد و مال و ثروت و مناطق جغرافيايى و طبقه از آن بر چيده شود، آرى تقواى الهى و احساس مسئوليت درونى و ايستادگى در برابر شهوات، و پايبند بودن به راستى و درستى و پاكى و حق و عدالت اين تنها معيار ارزش انسان است و نه غير آن. هر چند در آشفته بازار جوامع كنونى اين ارزش اصيل به دست فراموشى سپرده شده، و ارزشهاى دروغين جاى آن را گرفته است.
در نظام ارزشى جاهلى كه بر محور" تفاخر به آباء و اموال و اولاد" دور مىزد يك مشت دزد و غارتگر پرورش مىيافت، اما با دگرگون شدن اين نظام و احياى اصل والاى إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ محصول آن انسانهايى همچون سلمان و ابو ذر و عمار ياسر و مقداد بود.
[١]" صحيح مسلم" (طبق نقل فى ظلال جلد ٧ صفحه ٥٣٨).