تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - ١- پاسخ به چند سؤال مهم
و در انتظارند ببينند سرانجام كارش به كجا مىرسد؟.
اگر اين مكتب در مسير پيشرفت خود مواجه با شكست شود، دستاويزى محكم براى اثبات نسبتهاى ناروا بدست مخالفان مىافتد، و فرياد مىكشند نگفتيم چنين است، نگفتيم چنان است؟
اما هنگامى كه به پيروزى نائل گردد و برنامههاى خود را از بوته آزمايش موفق بيرون آورد، تمام نسبتهاى ناروا نقش بر آب مىشود، و تمام" نگفتيمها" به افسوس و ندامت مبدل مىگردد و جاى خود را به" ندانستيمها" مىدهد!.
مخصوصا در مورد پيامبر اسلام ص اين نسبتهاى ناروا و گناهان پندارى بسيار فراوان بود، او را جنگ طلب، آتشافروز، بى اعتنا به سنتهاى راستين، غير قابل تفاهم، و مانند آن مىشمردند.
صلح حديبيه به خوبى نشان داد كه آئين او بر خلاف آنچه دشمنان مىپندارند يك آئين پيشرو و الهى است، و آيات قرآنش ضامن تربيت نفوس انسانها و پايانگر ظلم و ستم و جنگ و خونريزى است.
او به خانه خدا احترام مىگذارد، هرگز بى دليل به قوم و جمعيتى حمله نمىكند، او اهل منطق و حساب است، پيروانش به او عشق مىورزند، او به راستى همه انسانها را به سوى محبوبشان اللَّه دعوت مىكند، و اگر دشمنانش جنگ را بر او تحميل نكنند او طالب صلح و آرامش است.
به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت، و بعد از هجرت، يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست، و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر ص نمود مىتوان گفت خداوند همه آنها را شستشو كرد.
نتيجه اينكه اين گناهان، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها، چنان كه در آيه ١٤ سوره شعراء داستان موسى ع